دارالغرور، متاع الغرور، بالله الغرور – فترقبوا، فتربصوا، وانتطروا

دارالغرور، متاع الغرور، بالله الغرور - فترقبوا، فتربصوا، وانتظروا

بخشی از پادکست:

دارالغُرور، متاع الغُرور، بالله الغَرور
دارالغرور، خانه کذب ها و دروغ ها است. انسان همواره در شرایطی مغرور می گردد که داشته ای بی بنیه و بی اساس دارد که در آن قدمت و پایداری دیده نمی شود. متاع غرور همان بازیچه هایی است که در این دارالغرور وجود دارد و دار همان خانه است. پس دار همان ظرف است و متاع همین ابزار، اسباب و وسایل آن می باشد.
همواره یک ظرف وجود دارد و یک مظروف، ظرف به معنای جایگاه، منزل و فرودگاه است و متاع آن چیزی است که در آن ظرف قرار می گیرد که آن هم غرور است. همانند خانه ای ساخته شده از گِل که پایه های آن چوبی است و موریانه آن را خورده باشد، ولی شما بخواهید در آن اسباب و ابزار برای زندگی بچینید. به قول آن مصداق معروف که می گوید:
خانه از پای بست ویران است ، خواجه در فکر نقش ایوان است.

هنگامی که ما به این دنیا آمدیم، خود ما ظرف بودیم و همانند مانیتور خالی بودیم، مظروف ما همان خواسته ها و تفکرات بود. ما به دنبال خواسته ها و افکار رفتیم و همه آن را گرد آورده و در درون وجود خود ریختیم. هر چه را دیدیم، خواستیم و هر چه را شنیدیم، طلب کردیم.
«بالله الغرور» یعنی ما در باب معنویات نیز هیچ نداریم، الله جامع الهه ها است و الهه در موقعیت خواسته های روحی، اخلاقی، عصبی، عاطفی و احساسی است.
ما برای مقابله با این معضلات، یک مثلث داریم که «فترقبوا، فتربصوا ، وانتظروا» می باشد.
«فترقبوا» در واقع مراقبت است. آیا همان طور که شما مراقب زندگی خود هستید تا چیزی از آن کم نشود، مراقب خودتان هم هستید؟ شما مراقب سلامتی خود هستید، ولی سلامتی و بهداشت شما با وزش بادی از یک کشور دوردست از بین می رود. مراقبت یعنی از گوهر وجود خودمان مراقبت کنیم، مراقب آن چیزی باشیم که برای ما می ماند.
به قول امام حسین «و من حیاة الا عقیدة و جهاد»، یعنی زندگی عقیده است و تلاشی که برای آن عقیده در جهت جایگزینی و شکل گیری آن انجام می شود.
«فتربصوا»، تربص به معنی خویشتن داری همراه با هوشیاری می باشد، چون جاذبه های دارالغرور زیاد است و کلا بساط این عالم افسون گری است، پس یک استحکامی لازم است و یک سنگ بزرگی می خواهد تا این پرچم را نگه دارد و وزنه ای می خواهد تا افکار و عقاید را بر سر جای خود نگه دارد.
بعد «وانتظروا» است. انتظار یعنی آنچه را که در زمان گذشته و حال به دست نیاوردیم، به سوی آن حرکت می کنیم.
منتظر به دنبال یافتن مدینه فاضله است. فلسفه انتظار به ما می گوید که آنچه را تا به امروز از واقعیت ها به دست نیاورده ای، به دنبال آن باش! چون پول به دست می آید و دوباره از دست می رود، سلامتی و امنیت از بین می رود، حتی پادشاهی هم به دست می آید و باز با کودتایی از بین می رود، عواطف و احساس و عشق می آید و دوباره از بین می رود. ولی آنچه که پایدار، همیشگی و جاودانه است، در آینده و در ظهور به دست می آید که به معنی ظاهر شدن همه خوبی ها و آنچه که دست بشر به دور مانده است، می باشد.

Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x