برچسب: اسلام

«به دشواری انداختن، نشانهٔ نفاق است»، آیا خدا چنین است؟

فرمود: «اَلتَّكَلُّفُ مِنْ اَخْلاَقِ اَلْمُنَافِقِينَ».
فرق بین تکلیف و تکلّف چیست؟
➖«تکلیف»؛ برنامه‌ریزی‌های معین است در حوزهٔ خاص، که حالا مثلاً بچه مکلّف می‌شود یعنی به سن بلوغ می‌رسد یک سری تکالیف، یک سری وظایف به او موکول و منتقل می‌شود
➖ولی «تکلّف» یعنی زورکی، به دشواری انداختن.

«اَلتَّكَلُّفُ مِنْ اَخْلاَقِ اَلْمُنَافِقِينَ» از خلق و خوی دو چهرگان است. آدم وقتی که اسم منافق را می‌شنود یاد تقیه می‌افتد، منافق یعنی دو چهره، تقیه کننده هم دو چهره است. مثل بحث قبل!

چه کسی مردم را به تکلّف می‌اندازد؟ اول خدا! برای اینکه بشر را مجبور می‌کند در یک خط فکری خاص قرار بگیرد؛ «بُعِثْتُ اَنْ اُقَاتِلَکُم» آمدم شما را بکُشم تا اینکه بگویید «لَا اِلَه الَّا الله»! علی‌رغم شعار درونی قرآن که در آیة‌الکرسی می‌گوید «لَا اِکْراهَ فِی الدِّینِ (۲۵۵ بقره)» ولی در دین اکراه زیاد است؛
➖در بدو ورود به زور است،
➖آدم از این دین خسته می‌شود می‌خواهد برود باز به زور او را نگه‌ می‌دارند،
➖او را به تهدید قتل، به داخل می‌آورند و به تهدید قتل هم نمی‌گذارند دربرود.
خب این تکلّف نیست؟

آیا نماز خواندن، تکلّف نیست؟ نماز صبح در بهترین وقتی که انسان خواب است وظیفه اعلامش می‌کند که بلند شو نماز بخوان، دیگر بعد از آن خوابش نمی‌برد، از آن مهمتر نماز شب است، بعد نیمهٔ شب، بعد از نیمهٔ شب!

در بهترین اوقات خواب که خودِ خواب را قرآن می‌گوید نعمت است: «وَ مِنْ آياتِهِ مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ (۲۳ روم)» از این نعمت جدا شدن به نقمت رسیدن است، از این بدتر در این اسناد و مدارکی که در دایرةالمعارف هست ثبت شده که «آب بریزی روی صورت کسی که اهل خانه‌ات هست و خواب است »، این احتمال سکته می‌رود، چرا باید با یک کسی که خواب است این‌گونه رفتار بشود؟

«تکلّف در روزه»؛ ولو اینکه خودش می‌گوید «هر کس مریض است روزه نگیرد» ولی چنان مردم را از جهنم ترسانده‌اند که خیلی‌ها بیمار هستند و روزه می‌گیرند. مهمترین بیماری، مشکل عصبی است
که همه دارند، نصف اهالی تهران دارند قرص اعصاب می‌خورند.

طرف بیمار است مهمترین دلیل بر بیماری انسان بی‌ صبری است، وقتی بی‌ صبری آمد بداخلاقی می‌آید، اعصاب خراب می‌آید، داد و فریاد می‌آید، فحش و ناسزا می‌آید، تهدید می‌آید، درگیری می‌آید، دعوا می‌آید، بزن و بکوب می‌آید، طلاق می‌آید، همهٔ اینها تکلّف است!

طرف بدهکار است آنقدر او را از جهنم ترسانده‌اند که می‌آید خمس می‌دهد، آخر کسی که بدهکار است خمس به او وارد است؟ زکات می‌دهد! آن مزرعه‌دار بیچاره که دسترنج یک سالش در معرض آفات مختلف قرار دارد، می‌‌گوید باید یک دهمش را بدهی. وقتی که ضرر می‌کند چه کسی باید جواب بدهد؟ فقط موقع گرفتن، شما حضور دارید؟

مدت زمان: 6:26
منبع:کتاب غررالحکم صفحه ۴۷۸ حدیث ۱۰۹۷۱، از امیرالمؤمنین

آیندهٔ این خاک به تقلید چنین قدرت بیداد

چین است جهاندار به هر زاویه از مال و مذاهب
چون فکر به داد و همه مالش به قرائب

➖چین کشور بزرگی است و دارای عقاید ضد خداست. آینده را پیش بینی می‌کنند که در قبضهٔ چین باشد، به خاطر قدرت اقتصادی بالا می‌تواند دانه بپاشد و کشورها را تسخیر کند. آنچه که به ما مربوط می‌شود این است که چین به «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً» کمک می‌کند، عقاید کمونیستی را که دوری از خداست نشر می‌دهد با پشتوانهٔ قدرت اقتصادی، تبدیل می‌شود به شوروی دوم. هفتاد و دو سال اتحاد جماهیری سوسیالیستی شوروی بر اساس ایدئولوژی «زندگیِ منهای خدا» کشورهای زیادی را به تصاحب کشاندند، خب بعد از هفتاد و دو سال یکی از خودشان به نام گورباچف (آخرین رئیس جمهور شوروی) آمد و همه را به هم زد. ولی الان چین به خاطر اینکه مردم دنیا مستعد هستند برای دوری از خدا چون همه‌اش از خدا بلا دیدند، رنج دیدند. آن فلسطینی اذیت و آزار را از خدا می‌بیند و الّا در خانه‌اش نشسته بود و با کسی کاری نداشت، راحت بود. آن اوکراینی از خدا می‌بیند، آنها در خانه‌هایشان نشسته بودند و با کسی کاری نداشتند. مسیحی؛ مسیحی علیه مسیحی! روسیه مسیحی، که البته تعداد زیادی هم در آنجا طرفداران کمونیست هستند، نابود نشدند، محو نشدند. اوکراین مسیحی، روسیه مسیحی، به جان هم افتاده‌اند. فلسطین هم مسلمان، و آن طرف هم یهودی، هر دو اهل کتاب و هر دو دارای پیغمبر، یعنی در حقیقت الان سه تا پیغمبر مشغول جنگ هستند؛ مسیح در اوکراین، خاتم‌الانبیاء در فلسطین، و موسی ابن عمران در اسرائیل! در همهٔ این سه کشور و کشورهای دیگر متهم اصلی خداست. چرا کمک نکرده است؟ چرا کمک نکرده است؟! نابودی فلسطینی‌ها را در فیلم‌ها می‌بینید، نابودی اوکراینی‌ها را می‌بینید. برای همین دنیا مستعد است برای اعتقادات کمونیستی و چین داعیه‌دار خواهد بود. همانطور که کرونا را به کل جهان فرستاد، اعتقادات خودش را هم می‌فرستد و همان می‌شود که رسول الله فرمود: «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً»، و مسلمان‌ها مساجد را خراب می‌کنند، قرآن‌ها را می‌سوزانند، اسلام وارونه می‌شود؛ پوستین وارونه، کوزهٔ وارونه، یعنی هر چه در آن بوده دیگر ریخته شده، همان روز اول هم ریخته شد، وقتی که رسول الله را کشتند همان موقع «اِرتَدَّ النَّاس» به اقرار بزرگان اهل سنّت و بزرگان شیعه، همان روز مردم برگشتند، همان روز پوستین وارونه شد، همان روز «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً» شد.

➖به وسیلهٔ اقتصاد قویی که دارد ایدئولوژی خود را که «بشرِ دور از خداست» به تمام جهان صادر خواهد کرد.

در کل عجایب، کرونا داد و به همراهِ عقائد
آیندهٔ این خاک به تقلید چنین قدرت بیداد

مصلحت آدمی، ترک مذاهب شده

از مجموعه تحریم سخن

آفتابه تو بردار و بشور این همه اضداد
دریا نتواند که کُند پاک چنین زاد

➖متشرع احمق وقتی می‌خواهد دین را ماستمالی کند تطهیر کند و صافکاری کند مثل کسی است که یک آفتابه برداشته و می‌خواهد یک ساختمان برج، آسمان خراش را با آن بشوید.
➖آفتابه که هیچی، دریا هم بیاوری آنقدر اسناد و مدارک دینی هست که زیرش دفن می‌شوی.

➖کل دین، اضداد است! این بابا چه می‌گوید؟ چه دارد بگوید؟ تمام این راه‌هایی که اینها رفتند، من سی و پنج سال رفته‌ام؛ منادی دین بودم، مبلّغ دین بودم، مبشر دین بودم، کتک خوردهٔ دین بودم. خدا رحمت کند اینهایی را که من را یازده سال به زندان بردند، اینها من را از خواب بیدار کردند، در زندان فهمیدم که همه‌اش کشک است، همه‌اش الکی است!

این همه ظلم و ستم از این خدای دین نگر
هر کجا نامش شده تنظیم، آمد یک خطر

در فلسطین از خدای مسلمین، نامد خبر
خون مسلم آمده بر خاک از کّل شرر

چون به اوکراین است جنگ و هم جدال
کو خبر از آن دم عیسی مسیحش در دُوَل

مصلحت آدمی، ترک مذاهب شده
وعدهٔ بی پایه‌اش، شرم خلایق شده

➖گفتند اروپا گرفتار استبداد کلیسا بود، وقتی که دست اصحاب کلیسا را از زندگی قطع کردند ترقی کردند. شوروی هم وقتی که قدرت پیدا کرد؛ یکی از پیرمردهای آذربایجان شمالی می‌گفت (آن موقع آذربایجان شمالی جزء اقمار شوروی بود) به همهٔ مردم گفتند که در میدان بزرگ شهر جمع بشوید، همه جمع شدند، مردم در تنگنای مالی بودند، نمایندهٔ کرملین اعلام کرد «ای مردم گرسنه، بگویید: خدا نان بده»، همه فریاد زدند «خدا نان بده»، همین مسلمانان‌، شیعه بودند، هیچ خبری نشد، بعد گفتند بگو استالین نان بده! از همه جا روی سر و صورتشان نان پاشیدند. اینطوری می‌آیند ادیان را نابود می‌کنند، باید سپاسگزار چین باشیم که الان ولایتمدار شده در امحاء دین در جهان!

شعرم همه خون است و شکایت ز برِ من

از مجموعه تحریم سخن

شعرم همه خون است و شکایت ز برِ من
نامد به چنین شاکله جز این حرج من

این همه خانه که در شهر، نمایان دارد
پس چرا باب اجارات چنین وحشت دائم دارد

سیل آمد و خانمان ما بُرد
از عکس عمل، نگر که جان بُرد

عکس‌العمل حفاظت خدا از بندگانش؛ «اللهُ یَحْفَظونَهُ». عکس عمل هم یک طور دیگر تفسیر می‌شود به اینکه یا باران نمی‌آید خشکسالی می‌شود یا آنقدر می‌آید که پدر مردم را دربیاورد.

دردهای این بشر، گلگونی است
رنج‌هایش زخم‌های کُهنه است

ای میوه فروش، میوهٔ خود پنهان کن
تا هموطنت غم نخورد، مال خودت پنهان کن

آجیل فروش را بگو متاع تو دل‌فریب
لیک فقیران شهر آمده‌اند در لهیب

➖این میوه فروشی، این رستوران، این آجیل فروشی، این شیرینی فروشی، اینها با دکورهای قشنگ پشت شیشه جلوه‌گری می‌کند، همه دلشان می‌خواهد. طرف رفته دکتر، دکتر می‌گوید فقط ماهیچه بخور. به من عریضه می‌دهد می‌گوید رویم نشد به دکتر بگویم که خاک بر سرم ماهیچه کجا بوده پول ندارم. در یک کشور، در یک شهر، سیستم طبقاتی خیلی بد است، یعنی یک نفر خیلی خیلی دارد، یک نفر خیلی دارد، یک نفر دارد، یک نفر هیچ چیزی ندارد، یک نفر هم هیچی هیچی ندارد، شد پنج تا!

تو ای قصاب جانداران مظلوم
نگاه بینوایان را نگر شوم

➖آن قصاب هم بیچاره شغلش است مگر چقدر درمی‌آورد، ولی از کنارش که فقیر رد می‌شود بچه به مادرش می‌گوید مامان چقدر نان و سیب زمینی بخوریم؟ از اینها بخر، همسایه‌مان بار می‌کند چه بوی خوبی دارد. متاسفانه سیستم آپارتمان نشینی هم هست، دیگر همه توی هم هستند، بوی آشپزخانهٔ همه می‌رود اینطرف و آنطرف، خیلی وضع خرابی است.

چو بوی این کباب آید ز مطبخ
به کودک‌های بدبخت می‌شود اخ

➖«اخ» یعنی چه؟ یک چیزی می‌خورد کثیف است به او می‌گوید اخ کن اخ کن، تا از دهانش درمی‌آوری، چشمش می‌بیند، دماغش حس می‌کند. این اخ یعنی همین، یعنی اخم خانواده به او، او می‌خواهد می‌رود روبرویش می‌ایستد و می‌گوید از اینها می‌خواهم، عجب! پدر جان می‌کند، مگر چقدر درمی‌آورد که کباب بخرد؟ مادر هم سرکار می‌رود. عریضه داریم که پدر و مادر، زن و شوهر سرکار می‌روند باز جوابگو نیست، هزینهٔ سنگین اجاره‌خانه و تغذیهٔ منزل و تأمین لوازم درس خواندن بچه‌ها و هزینهٔ نسخه پیچی، چهارتا امر مهم است.

چو خالق آمده در وصف اشرار
دگر جایی نمانده از خفای رمز و اسرار

➖حالا این دیگر تمام این عریضه‌ها رفت سمت خدای ادیان که می‌گوید بروید ازدواج کنید، نه یک چیز جلوتر، بالاتر، خودش خلق می‌کند، خلق می‌کند بعد می‌گوید ازدواج کنید و بعد بچه بیاورید. اصلاً بهترین صفت خدا من فکر می‌کنم امروز «اللهُ يَسْتَهْزِئُ (١۵ بقره)» است، یعنی خدا همهٔ ما را مسخره کرده، همهٔ ما را سرکار گذاشته، از آن به دنیا آوردنش تا ازدواجش تا شغلش تا حاجت دادنش تا شفای بیمار تا درمان فقر و نکبت و نداری.

➖یعنی اینکه دیگر راز و رمزی برای الله نمانده، سر تا پایش را شما شناخته‌اید، برای همین مردم ثانیه به ثانیه از جبههٔ خدا خارج می‌شوند.

با چنین شرایطی از دین، چگونه انتظار هدایت شدن می‌رود؟

«اِنَّمَا سُمِّيَ اَلرَّفِيقُ رَفِيقاً لِاَنَّهُ يَرْفَقُكَ عَلَى صَلَاحِ دِينِكَ فَمَنْ اَعانَكَ عَلَى صَلَاحِ دِينِكَ فَهُوَ اَلرَّفِيقُ اَلشَّفِيقُ».
رفیق از اسماءالحسنی است، وقتی که پیغمبر هجرت می‌کند می‌گوید «اِلَی الرِّفِیقِ الاَعلَی» من رفتم پیش رفیق بزرگ. تمام این رفیق‌ها مصنوعی و مجازی هستند، رفیق اصلی اوست.
حالا می‌گوید که نامیده شد رفیق، به این خاطر که هوای طرف را داشته باشد؛ «رفیق را فقط بدین جهت رفیق خوانند که تو را برای اصلاح دینت یاری و همراهی کند لذا هر کس بر اصلاح دینت یاری نماید رفیق دلسوز توست». خب الان این دین تقیه‌ای چطوری مردم را هدایت کند؟ یا رسول الله اگر رفیق هستی بی‌ پرده سخن بگو نه اینکه «کَلِّم النَّاسَ عَلَی قَدْرِ عُقُوْلِهِم»! چرا ائمه به وسیلهٔ اسماءایذایی تحت عنوان کلم‌النّاس و تقیه دهان‌بند زده بود؟ اینجا می‌گوید که برای دین باید تو را اصلاح کرد؛ «هر کس تو را اصلاح می‌کند رفیق توست»! خب ما راه را از چاه چطوری تشخیص بدهیم؟ با روایت؟ با حدیث؟ با قرآن؟ با استخاره؟ همه‌اش افتاده و وبال گردن است، در چاه افتادیم، خودشان را با استخاره نجات ندادند چه برسد به ما! پس خدا نمی‌تواند رفیق باشد. آن عارف بزرگوار می‌گفت: «یَا رَفِیقُ يَا شَفِیقُ فُکَّنِی مِنْ حَلَقِ الْمَضِیقِ»، ماه رمضان یکسره شب تا صبح می‌گفت «ای رفیق شفیق مرا از حلقه‌های ایذایی نجات بده». این حلقه‌ها چیست؟ بیماری است، نداری است، ظلم حاکم است، بیماری‌های ناشناخته است، نداشتن پول برای معالجه است، اعتیاد است، درگیری‌های زن و شوهر است، آمار وسیع طلاق است، اینها از رفیق آمده، آیا خدا رفیق است؟ بله، خدا رفیق است ولی با یک حاشیه! حاشیهٔ آن چیست؟ «الدُّنْیَا مَعْکُوسَةٌ» یعنی برعکس! گفت «سوار اتوبوس شده، صندلی جلو از عقب»، یعنی از درب عقب که باز می‌شود در اتوبوس، این، صندلی اول است! همهٔ کارهای خدا همین است. رفیق است رفاقتش را اینطوری نشان می‌دهد که می‌گوید هر کسی به من نزدیک می‌شود؛ «اَلْبَلآءُ لِلْوِلاءِ» هر چه بلا است به گردن دوستانم می‌اندازم. آخر این شد حرف؟! اگر در دین عقل حاکم است؛ «کُلَّ مَا حَکَمَ بِهِ الْعَقْلُ حَکَمَ بِهِ الشَّرْع» خب این که نشد جواب، تو هر کسی که به تو نزدیک می‌شود و دوستت دارد را می‌زنی، له‌اش می‌کنی؟ این هم شد حرف؟ این شد منطق؟ این شد حکمت؟ این شد مصلحت؟ پس خدا رفیق نیست. رفیقِ به معنای «برعکس بودن دنیا» بله هست، بعد هم می‌آید در قرآن یک طوری آن را ماستمالی می‌کند؛ «عَسَی اَنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم وَ عَسی اَنْ تُحِبُّوا شیئاً و هُوَ شَرٌّ لَکُم (۲۱۶ بقره)» از یک چیزی بدت می‌آید خیر توست. کتک می‌زنی می‌گویی خیرت است؟ مگر مردم ابله هستند؟ بله، ابله هستند! به چه دلیل؟ گفت: «اَکْثَرُ اَهْلَ الْجَنَّةَ اَلْبُلَهَاء» اکثر مردم بهشت خل و چل‌ها هستند، عقب مانده‌ها هستند، دیوانه‌ها هستند. آخر این شد دین که تو برای ما آوردی؟ خب پس خدا رفیق نیست، نه رفیق ما و نه رفیق رجال ظهوری! آنها را در چاه انداخت، یونس ابن متیٰ را جلو فرستاد او را هل داد و بعد خودش دررفت، کمکش نکرد. وقتی کمک نکرد یونس ابن متیٰ سر به بیابان گذاشت، رفت در دریا خودش را غرق کند. اینقدر پشت انبیاء را خالی کرد که صدای انبیاء در آمد، این قرآن است: «حَتَّی اِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا اَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا (۱۱۰ یوسف)». آنقدر به مردم بی‌ وفایی کردی و وعده دروغ گفتی که رسولان تو خیال کردند اصلاً همهٔ الهامات، چرند است، این الهاماتی که به آن می‌گویند وحی!

ان‌شاءالله ایام به کام باشد، دور از مشکلات! ایام آغازین سال جدید در رفت و آمدتان حواستان جمع باشد، حوصلهٔ شما سر نرود، خودتان را کنترل کنید، به خانه کسی که می‌روید و وضع زندگی او بهتر است نیایید در خانه حرص بخورید و بر سر هم بزنید که ببین او پولدارتر است، تو عرضه نداشتی پول دربیاوری! همهٔ اینها آفات نوروز است، اگر بخواهم برایتان بشمارم هزار تا آفت دارد و برای همین است که جای خوشحالی نیست چون اتفاقی نیفتاده! دیروز مردم فقیر بودند بعد سال هم فقیر هستند، دیروز مردم اسیر بودند بعد سال هم اسیر هستند، پس این چه نوروزی است؟ به چه دردی می‌خورد؟ قدیمی‌ها سر مردم را کلاه گذاشتند!

مدت زمان: 7:41
منبع: کتاب غررالحکم و دررالکلم صفحه ۴۳۴ حدیث ۹۷۳۰، از امیرالمؤمنین

بررسی اسناد معتبر دینی نشان می‌دهد: متشرع نه فروع دین دارد و نه اصول دین

بررسی اسناد معتبر دینی نشان می‌دهد:
متشرع نه فروع دین دارد و نه اصول دین. اصول دین را چرا ندارد؟ به خاطر اینکه کتاب است که خدا را معرفی می‌کند، کتاب است که عدل را معرفی می‌کند، کتاب است که نبوت را معرفی می‌کند، کتاب است که قیامت را معرفی می‌کند، وقتی که این کتاب تحریف شده، این کتاب دیگر نمی‌تواند احکامش ساری و جاری باشد، احکامش یعنی فروع دین، یعنی حدود، یعنی احکامی که در فقه، عملی است، مناسکی که برای مسلمان‌ها جاری است.
به قول امام جواد؛ «حَرَّفُوا كِتَابَكَ وَ بَدَّلُوا اَحْكَامَكَ»

مدت زمان: 6:54
منبع: کتاب بحار الانوار جلد ۸۲ صفحه ۲۲۵، کتاب مهج الدعوات صفحه ۵۹

افتاده به گرداب بلا کشتی ایران

از مجموعه تحریم سخن

افتاده به گرداب بلا کشتی ایران
از سوی خدای غضبم رشته به انبان

➖خدا پدر این ملت را درآورده و به خاک سیاه نشانده، امان از الله!

پرچم اسلام در خون شد عیان
از وفور خشم الله است کی گردد بیان

➖جامعهٔ اسلامی در جهان، همه مبتلا به جنگ و خونریزی هستند، همه‌اش هم از عنایات الله است.

این ملت ما آب ندارد که بنوشد به سهولت
این سفره که چیده به اتاقش، بنگر آمده زحمت

این همه فریادهای بی‌ ثمر
آمده از قلب انسان، پُر ضرر

کسب و کار مل‍ت مستضعفت
چون بیابان گشته در اوج نقاهت دفترت

لک لک‌های شهر ما افسرده‌اند
طوطیان باغ غیبت، جملگی هم مرده‌اند

تخم‌های لک‌ لکان ما همه بشکسته است
بلبلان خوش‌نواز خانه‌ها، مقتوله است

آب و نانی که بدادی بشرت
همه خونابه شده از غضبت

➖دیگر مصداق قدیمی نیست که می‌گوید «نان را می‌زنم در خون می‌خورم، یک چشمم اشک است یک چشمم خون است»، الان چیزی که در مملکت رایج است، تو خودت هستی.

مستراح ما شده نیزار خون
کی شود راحت بشر از این جنون

➖چند وقت پیش دیدم یکی از مسئولین گفته بود که «نصفی از اهالی تهران قرص اعصاب می‌خورند»، خیلی حرف است! نصفی از اهالی تهران قرص خواب می‌خورند! ای وای، ای وای، ای وای، شرم بر ما باد که عمری مبلّغ این خدا بودیم!

ای جهانیان ببینید روز روشن، «الله» دروغ گفته است!

یک سری مباحث قرآنی هست که عدم تطابق را نشان می‌دهد، چند تا آیه است باهم می‌خوانم……..

اینجا چند تا «لَعَلَّ» برای شما آوردم که بدانید پایهٔ دین چقدر سست است.

می‌گوید توبه کنید ای مؤمنین شاید خدا شما را رستگار کرد 👈«لَعَلَّكُمْ»، هر چوبی هم که مسلمین خوردند از این لَعَلَّ ‌های خداست!

«لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»، این «لَعَلَّ» را خوب است گذاشته‌ها، از جناب عثمان ابن عفان کاتب معظم قرآن کریم، خلیفهٔ سوم رسول‌الله تشکر می‌کنیم که یک جایی را باز گذاشت که محقق بتواند یک‌ نفس راحت بکشد……

مدت زمان: 12:14

وعده داده که از ترس و نگرانیِ شما بکاهد در حالی که دین را از مسیر وحشت آورده است.

📘سوره مائده آیه ۱۵ است.

«يَا اَهْلَ الْكِتَابِ» ای مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان، «قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا» ما یک پیامبر جدید فرستادیم، «يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ» آمد تا بیان کند برای شما «يُبَيِّنُ لَكُمْ»، نمی‌گوید «یُقَاتِلَکُم» نیامده بکشد شما را، یعنی خلاف عملی که انجام شد.

«بیان کند برای شما آنچه را که مخفی داشتید از کتاب»؛
➖اینجا «تُخْفُونَ» را «مخفی» گرفته، در حالی که از «خوف» هم می‌آید، به معنای ترس. اهل کتاب، دانشمندانشان چه چیزی را پنهان می‌دارند؟ آیا بعثت پیامبر بعدی را پنهان می‌کنند؟
«تُخْفُونَ» اینجا به معنای مخفی کردن است، یعنی واقعیت‌ها را پنهان کردند.

➖اگر از «خوف» بگیریم چیست؟ یعنی بیان می‌کند برای شما بیشترین چیزی که باعث ترس شماست. ترسیدن اهل کتاب به خاطر بالا رفتن شمشیر اسلام است.

اهل کتاب دست به شمشیر نبرده بودند، داشتند زندگی‌شان را می‌کردند، عبادتشان را می‌کردند، به راه پیامبرشان می‌رفتند که یک مرتبه شخصی آمد و گفت من پایان انبیاء هستم، آنها را به قتال دعوت کرد که یا کشته می‌شوید و یا اسلام می‌آورید و یا جزیه می‌دهید، شما اسیر ما هستید.

«يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَ يَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ» عفو می‌کند از شما خیلی چیزها را. اگر قرار بود ببخشد دینشان را به آنها می‌بخشید نه آنکه سنگ اختلاف را بنیان نهند و آنها به ظاهر اسلام بیاورند و به باطن منتظر فرصت باشند تا از پیامبر خاتم انتقام بگیرند.

«قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ» خاتم الاديان «نور» است. اینجا باید می‌گفت «نُورٌ و سَیفٌ» چون که پیامبر با شمشیر حرکت کرد، اگر نور خالی بود هیچ کسی در جبههٔ اسلام منافق درنمی‌آمد که دورو باشد، یک رو تسلیم به خاطر ترس و یک رو وابستگی و التزام به دین آبا و اجدادی که بعداً یک چنین فیلمی به نمایش دربیاید، هم رسول خاتم را بکشند، هم وصایتش را نقض کنند، هم جلوی وصیت نویسی‌اش را بگیرند و هم «اِرتَدَّ النَّاس بَعدَ النَّبِی» همه پشت کنند بر پیامبر! آیا اگر نور بود مردم واپسگرا می‌شدند؟ آیا کسی از روشنایی بدش می‌آید؟ پس نور نبود، زور بود!

«وَ كِتَابٌ مُبِينٌ» کتاب مبین یعنی قرآن. قرآن مبین است؟ مبین یعنی آشکار، یعنی بیان کننده. اگر کتاب، مبین است مفسر نیاز ندارد، شارح نمی‌خواهد، تفسیر لازم ندارد خودش گویاست، هفت کاتب برای چیست؟ ذووجوه است برای چه؟ «ظَنِّيُّ الدِّلَالة» است برای چه؟ هفتاد نوع این دین تفسیر دارد برای چه؟ برای اینکه مبین نیست، بیان نکرده چیزی را!

در مسئلهٔ گاو بنی اسرائیل چندین آیه در سورهٔ بقره هست و نام‌گذاری بزرگترین سورهٔ قرآن به خاطر همین دعوای بنی اسرائیل بر سر گاو بوده، چطور مسئلهٔ گاو را برای بنی اسرائیل، قشنگ روشن می‌کند که چه رنگی باشد، چطوری باشد، چند ساله باشد، اما مهمّات زندگی را روشن نمی‌کند که بعداً اختلاف ایجاد نشود.

مسئلهٔ غدیر را کاملاً واضح نگفت، نام وصیّ بلافصل را چرا نگفت؟ بعد چند جا که نام علی آمده‌ «وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ (۴ شوری – ۲۵۵بقره)»، می‌گویند که این علی نه آن علی ابن ابیطالب است بلکه علی به معنای گستردگی عظمت است، بعد آنجا «وَ لَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ اِلَّا خَسَاراً (۸۲ اسرا)» را که آورده می‌گویند اسم یزید در قرآن آمده، آنجا یزید هست، اینجا علی مردود است!

هرچه می‌کشیم از دست ابهامات و ایرادات و اشکالات و عدم تطابق این کتاب است، اگر مسلمانان هفتاد و دو فرقه شدند که رسول خدا پیش‌بینی کرد و به علی مرتضی گفت، به خاطر همین است که کتاب مبین نیست، لهذا هفتاد و دو فرقه شده، خیلی است! دقیقاً مثل هفتاد نوع پاسخ دادن امام صادق و امام باقر است.

مدت زمان: 10:31

الله ندارد به جهان، هیچ طرفدار

از مجموعه تحریم سخن

الله ندارد به جهان، هیچ طرفدار
زان ظلم و غضب کرد به این قشر پُر از زار

➖رسولش هزار و چهارصد و چهل و چهار سال قبل فرمود، با مستندات دینی که یک روزی می‌رسد مردم به خدا فحش می‌دهند، یعنی همهٔ تقصیرها به گردن او می‌افتد و مردم از خدا برائت می‌جویند.

➖نگاه نکن نمازخوان زیاد است، اگر خدا یک هلش بدهد یک زلزله، یک جنگ، یک خشکسالی، یک بی آبی، یک عذاب، همه دست می‌کشند! الان خیال می‌کنی یک و نیم میلیارد نفوس مسلمین جهان، همه خدا را قبول دارند؟ این آمار برای قدیم است، از دین برگشته‌ها جایی ندارند خودشان را نشان بدهند نه می‌توانند تظاهرات کنند و نه رأی بدهند که ما خدا را نمی‌خواهیم.

آخر کار بشر، درماندگی‌ست
حیف و میلش آمده در بندگی‌ست

➖هر چه داریم از بندگی‌مان است، گفت: «عَبْدى اَطِعْنى حَتّى اَجْعَلَكَ مَثَلى» عبادت من کن تا مثل من بشوی! دیدیم آنهایی که عبادت کردند، قشنگ هم عبادت کردند، خالص هم عبادت کردند، نه تنها مثل تو نشدند بلکه شدند مثل یک حیوان که تو با آنها برخورد کردی! نمونه‌اش خود من! من تقویم دین هستم، سی و پنج سال برای این دین خودکشی کردم و عاقبتش این است که الان در خانه‌ نشسته‌ام فلج و با ده‌تا بیماری، همه‌اش هم از خداست، هیچ کس هم مقصر نیست!

سرخ گردیده به این خاک ز بس در جنگ‌ است
ناله‌های همه فرزند غضب از رنج‌ است