برچسب: انسان

این چه عیدی است که ما را به نقاهت خواندی

این صدای الامان از مضطر است
این نوای دربه در از بی‌کس‌ است

– ماه رمضان ماه تجدید دعاهاست، در این ماه یک عالمه دعا وارد است و خیلی‌ها هم خواندند؛ آنهایی که اهلش بودند خواندند، همان چیزی که ما گرفتیم آنها هم گرفتند، چیزهایی که ما بدست آوردیم آنها هم آوردند!

– صدای الامان همهٔ شما بلند است‌؛ این «چه کنم چه کنم» الامان است، این «وای مُردم، وای سوختم» صدای الامان است.

مضطرب گشتند چون اهل زمین
بی‌قرار آمد به جان‌ها از امین

– امینِ بشریّت خداست! به وسیلهٔ خدا قرار بود که تأمین زندگی بشود. قرار بود!

شاکله‌ام بین که کجا رفته است
دست یداللهی او خنجر است

– اگر تمام گرفتاری‌ها را فرض کنیم یک چاک در بدن است، آن موقع می‌رسیم به ابی‌عبدالله که سیصد و خرده‌ای سوراخ در بدنش ایجاد شده بود منتهای مراتب او چند ساعت بود ولی از ما بی‌نهایت!
ما که به جز باب تو را رفته‌ایم
حال نگر کن که فنا رفته‌ایم

– اگر به غیر از درِ تو جایی می‌رفتیم باید می‌گفتی که «خدا را ول کردی این هم جزایش است!»، بعضی از فروع دینی‌ها و سنّتی‌ها این را می‌گویند! بگو خودت چه داری، چه پیدا کردی که ماندگار باشد؟ هر چقدر هم که خوشبخت باشی به آن یارو صاحب اَپل نمی‌رسی که گفت خوشبختی و سعادت من در این بیمارستان ختم شد!

– به غیر از درِ خانهٔ تو نرفتیم نمی‌شناسیم، گدایی نکردیم التماس نکردیم، فقط کنار تو آمدیم!

ای که به امّید تو زنده شده ناامید

– اگر امید به تو داشتم اگر تو به قولت عمل می‌کردی اینطوری می‌شد:
«هر فرجی آیدم، نِعم شده پر عدید!»

ای که به امّید تو زنده شده ناامید
هر فرجی آیدم، نِعم شده پُر عدید

– «وَلَا تَيْاَسُوا مِن رَّوْحِ اللهِ» ناامید نشوی از رحمت خدا، «وَ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ».

به اهل زمین یک کَرم کن
عیالات را به روزی، حسن کن

Read More

دارالغرور، متاع الغرور، بالله الغرور – فترقبوا، فتربصوا، وانتطروا

دارالغرور، متاع الغرور، بالله الغرور - فترقبوا، فتربصوا، وانتظروا

بخشی از پادکست:

دارالغُرور، متاع الغُرور، بالله الغَرور
دارالغرور، خانه کذب ها و دروغ ها است. انسان همواره در شرایطی مغرور می گردد که داشته ای بی بنیه و بی اساس دارد که در آن قدمت و پایداری دیده نمی شود. متاع غرور همان بازیچه هایی است که در این دارالغرور وجود دارد و دار همان خانه است. پس دار همان ظرف است و متاع همین ابزار، اسباب و وسایل آن می باشد.
همواره یک ظرف وجود دارد و یک مظروف، ظرف به معنای جایگاه، منزل و فرودگاه است و متاع آن چیزی است که در آن ظرف قرار می گیرد که آن هم غرور است. همانند خانه ای ساخته شده از گِل که پایه های آن چوبی است و موریانه آن را خورده باشد، ولی شما بخواهید در آن اسباب و ابزار برای زندگی بچینید. به قول آن مصداق معروف که می گوید:
خانه از پای بست ویران است ، خواجه در فکر نقش ایوان است.
Read More

ظهور

ظهور

بخشی از پادکست:

آن کلمه ظهور که مد نظر ماست، با آنچه که در فرهنگ دینی تعریف شده، بسیار متفاوت است.

فرهنگ دینی می گوید که ظهور یعنی یک امام یا پیشوا با سن هزار و خرده ای سال می آید و بشریت را نجات می دهد، البته آن طور که طول و عرض حکومت او شامل پایتخت، محل قیام، محل خروج و محل تلاقی با دشمن را نشان می دهند، منظور آنها بیشتر در منطقه خاورمیانه است.

ولی آنچه که در مفهوم دروس ما هست، ظهور به معنای ظاهر شدن تمام خوبی ها، محسنات و به یک معنی خلاف غیبت است. غیبت یعنی پوشاننده خوبی ها، پس ظهور به معنی ظاهر کننده و علنی کننده لطایف و زیبایی های پنهان شده می باشد.

Read More

جهان‌بینی آخرین دین در آموزش و پرورش انسان‌ها تأدیب حیوانی می‌باشد

جهان بینی آخرین دین در آموزش و پرورش انسان ها تادیب حیوانی می باشد

بخشی از پادکست:

سند اسلامی:{خداوند این مردم را با دوتا دارو درمان کرده است؛ شمشیر و تازیانه}

خیلی قشنگ است، یعنی اگر این را یک نفر منتقد بدون اشاره به مستند بگوید می‌گویند که این اهانت و دروغ
است. یعنی اینقدر این حرف زشت است که ببین ما چندتا سند آوردیم. اگر گفتیم مردم در دیدگاه انبیاء حیوان هستند و باید با تازیانه آنها را آدم کرد می‌گویی چرا؟ بیا! ببین چندتا سند، هم از شیعه و هم از سنّی برایت آوردم.

Read More