برچسب: خدای_ادیان

به قطره‌های بحار، خفه شدم به دیار

ای به دنبالت همه فریاد من

– می‌خواستی من را خلق نکنی! خلق کردی؟ هر جا باشی؛ تو که همه جا هستی من هر جا بروم داد می‌زنم و افشا می‌کنم که به وظایفی که دین گفت تو بر نفْست نهادی عمل نکردی.

ما درین بیغوله‌ها نشئت کشیم

– نعش کش شنیدی؟ آنهایی که خانمان ندارند در کوچه پس کوچه ها زیر پل‌ها می‌میرند ماشین مخصوص از قبرستان می‌آید نعش آنها را برمی‌دارد.

– نشئت؛ یک مقطع زمانی را می‌گویند، نشَئات یعنی اعصار، ازمنه.

ما درین بیغوله‌ها، نئشت کشیم
بهر روزی بر هزاران نعش آمد در کِشیم

– همان نعشی که الان بحثش بود.

– اینطوری معادله را تنظیم کن، روزی هزار بار این بدن را تا قبرستان می‌کشی و دوباره به خانه برمی‌گردانی، نه آنجا جایت است نه اینجا! نه اینجا خوشی نه آنجا!

دردِ دلم با تو هست، حُبّ جنانم
گو که برآرد به من روز جلالم

– مناجات روز جمعه است، نماز جمعهٔ منتظر این است؛

به قدر یک جرعه
بده مرا لمعه
به قطره‌های بحار
خفه شدم به دیار
– قطره‌هایی که در تمام دریاها هست دانه دانه‌اش قطره قطره‌اش شهادت می‌دهند که منتظر استحاله شد، له شد.

Read More

رمی جمراتم که تو کردی

رمی جمراتم که تو کردی

– چندتا سنگ را نماد شیطان کردند می‌روند سنگریزه به آن می‌زنند که جزء آداب و رسوم حج است، هیچ فکر کردی خودمان داریم رجم می‌شویم؟ ها؟ روزی چقدر سنگ عذاب و عزا بر ما پرتاب می‌شود!

رمی جمراتم که تو کردی
دفعی به دعایم که تو کردی

– شنیدی مشهور است که می‌گویند «دعا از سقف بالاتر نمی‌رود»، راست می‌گویند! اگر آن خدایی که دین معرفی می‌کند «اَقْرَبُ اِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» است که باید خیلی نزدیک باشد نه اینکه ما را به آسمان حواله بدهد «وَ فِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ»!

این خرقهٔ سوزنده تو دادی

– از بدو تولد تا الان لباسی تن من کردی دقیقاً لباس آتش است، بعضی از احادیث می‌گویند در جهنم موعود به تن جهنمی‌ها لباس تنگی پُر از آتش می‌پوشند، الان با پوست و گوشت و استخوان جهنّم را درک می‌کنم.

این خرقهٔ سوزنده تو دادی
لَباده به قامت شده و زجر تو دادی

این عبای من نگر دلسوزیست
فاقد هر لؤلؤ و مرجانیست Read More