برچسب: کوچک سازی خدا

نیکوکاری به بدکاران، از بهترین نوع حسنات است.

 

می‌گوید آن کسی که بدکار است، آن که عملش بد است، آن که آدم بدی است اگر به او سلام کنی احترام کنی نوازشش کنی و به دادش برسی بهتر است تا به این آدم‌های خوب! ها؟

حالا برای تحلیلش جلو برویم؛ این اول یقهٔ خدا را می‌گیرد. آقای خدا تو چرا می‌گویی بدکاران باید اعدام و سنگسار بشوند؟ چرا؟ خلیفهٔ تو علی ابن ابی‌طالب می‌گوید «اَلْاِحْسَانُ اِلَى الْمُسِي‏ءِ اَحْسَنُ‏ الْفَضْلِ» بعد تو دستور می‌دهی که آن کس که در فشار جنسی بوده حد بخورد، آن کس که نان نداشته و دزدی کرده قطع ید بشود!

چه کلام زیبایی است؛ «اَلْاِحْسَانُ اِلَى الْمُسِي‏ءِ اَحْسَنُ‏ الْفَضْلِ» خودِ اهل‌‌ بیت هم خیلی وقت‌ها در زندگی‌های شخصیشان که می‌روی یک جورهایی به گناهکاران کمک کردند، یادت هست؟ خیلی مستند داریم؛ اینکه می‌آمدند اعتراف می‌کردند مثلاً ما لواط کردیم زنا کردیم یا دزدی کردیم، مدام می‌گفتند برو حالا تا فردا، برو شاید حالِت بد بوده یعنی او را هُل می‌داد که اجرای حکم نشود، این لطف کردن به گناهکار است.

بعد یکی از اسامی خدا احسان است، احکام جاری کرده صادر کرده البته اگر صادر کرده من نمی‌دانم؛ العُهدة علی‌ الراوی، که بزن و بکُش، دست راست پای چپ قطع، در خانه زندانی کن و… خب اینها برای بدکاران است دیگر، برای آدم‌های خوب که این احکام جاری نمی‌شود.

 

  • مدت زمان: 4:01
  • منبع:کتاب غررالحکم است جلد ۱ صفحه ۳۵۴ 

 

بهترین نیکوکاری این است که انسان دست محتاج را بگیرد، امروز که خلق خدا گرفتار هستند، آیا نباید خدا جواب گرفتاری‌های مردم را بدهد؟

«خَیرُ البِرِّ ما وَصَلَ اِلَی المُحتاجِ» بهترین نیکوکاری این است که به اهلش برسد، به محتاج برسد. حالا این اول خودِ خدا را زیر سؤال می‌بَرد، یکی از اسامی خدا خِیر است؛ «بَقِيَّةُ اللهِ خَيْرٌ لَكُمْ». خدا خیِّر است؛ بسیار خیر رساننده اما فقط در معادلات و محاسبات و آمار و ارقام ولی اجرایی هیچ!

«خَیرُ البِرِّ ما وَصَلَ اِلَی المُحتاجِ» بهترین نیکوکاری و نیک‌ورزی این است که انسان دست محتاج را بگیرد. آقا، خلق خدا گرفتار هستند بعد خدا هم اسم خودش را گذاشته خیِّر؟ چه کسی باید جواب گرفتاری‌های مردم را بدهد؟ ماشین خراب شده به تعمیرگاه بردی، نگاه می‌کند می‌گوید که باید ببری همان جایی که تولیدش کرده ما نمی‌توانیم دست بزنیم. حالا ما درب خانه هر کس که می‌رویم به ما می‌گویند برو پیش همان کسی که خَلقت کرده است.

«خَیرُ البِرِّ ما وَصَلَ اِلَی المُحتاجِ» بندگانش محتاج، آن هم خیِّر، بِرّ هم مضاعف شده، قوز بالا قوز یعنی دو قبضه. بِرّ به معنای مهرورزی و خیر هم به معنای نیک‌خواهی است.

  • مدت زمان: 3:33
  • منبع:کتاب غررالحکم صفحه ۴۲۵ از امیر

خدایی که دچار شک و‌ سهو می‌شود،تکلیف زیرمجموعۀ آن معلوم است

از امام رضا سؤال کرد که آیا پیغمبر در نمازش اشتباه می‌کند؟
«فَقَالَ كَذَبُوا» امام رضا گفت دروغ گفتند، «لَعَنَهُمُ اللهُ» لعنتش کرده. خیلی جالب است، این بحث را هم ملحق کنید به مباحثی که دربارهٔ بزرگنمایی پیامبر کرده‌اند و صادر نمودند.

«فَقَالَ كَذَبُوا لَعَنَهُمُ اللهُ» دروغ گفتند، خدا اینها را لعنت کند. «اِنَّ الَّذِي لَا يَسْهُو هُوَ اللهُ الَّذِي لَا اِلَهَ اِلَّا هُوَ».

داریم کم کم وارد تونل می‌شویم، در جاهایی که اسباب بازی و شهربازی است تونل وحشت شنیده‌اید؟ داریم کم کم داخل آن تونل می‌رویم.

امام رضا چه فرمود؟ گفت بابا فقط خدا شک و سهو ندارد. اصلاً گفتن این درست است؟ یعنی باید مثلاً احتمال داد فرض کرد فکر کرد که خدا اشتباه می‌کند؟ بله! مخاطب شما می‌گوید بله! شما می‌گویید به چه دلیل؟ او می‌گوید که به دلیل قانون مهم و محکم ناسخ و منسوخ! حالا بیا و درستش کن.

پیامبر می‌گوید خدا گفت «مشروبات الکلی حلال است، بخورید نوش جانتان»، درست؟ از خودش که نگفت. سال آینده گفت خدا گفته مشروبات الکلی حرام است اگر بخوری به جهنم می‌روی. معنای این چیست؟ تو بگو، متدیّن و متشرع بگوید، یعنی این آقا خدا یادش رفته که پارسال چه گفته است! حقیقت ناسخ و منسوخ همین است‌ و غیر از این نیست، بقیهٔ آن دیگر رنگ کاری، ماستمالی و ماله‌کشی است.

خب امام رضا چه فرمود؟ گفت پیغمبر شک و سهو و اشتباه و فراموشی دارد ولی خدا ندارد، بعد هم ناسخ و منسوخ هم اعلام کرد خدا هم دارد! اصلاً غیر از ناسخ و منسوخ اینکه می‌گوید «اُدْعُونِي اَسْتَجِبْ لَكُمْ» یادش رفته که بابا تو گفتی اُدْعُونِي، اَسْتَجِبْ لَكُم! فراموش کرده، شاید هم دخالت کُتّاب بوده، کُتّابی بزرگوار مثل حضرت مستطاب خلیفهٔ سوم و جناب آقای معاویه عمداً خدا را یکطوری تعریف کردند که مطالبات مردم بالا برود بعد که انجام نشد می‌گویند، یعنی «فِي بَطنِه» این است!

گفت سؤال دوم را کردم و گفتم شیعیان معتقدند که حسین ابن علی کشته نشده «وَ اَنَّهُ اُلْقِيَ شِبْهُهُ عَلَى
حَنْظَلَةَ ابْنِ اَسْعَدَ الشَّامِيِّ» یک کسی شبیه به او شد مثل ابی‌عبدالله او قطعه قطعه شد، او ذرّه ذرّه شد و او نابود شد.

«وَ اَنَّهُ رُفِعَ اِلَى السَّمَاءِ كَمَا رُفِعَ عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ» او به آسمان رفت.

خب، می‌گوید حسین کشته شد یا نشد؟ یا مشابه او آمد و خدا چیزی برای او درست کرد و خودش را (ابی‌عبدالله را) برد مثل عیسی مسیح که یوسف نجّار هم به قیافه‌ او در آمد و او اعدام شد، او حلق‌آویز شد و عیسی مسیح بالا رفت یعنی به شهر نور رفت.

خب، گفت دلیل اینها چیست؟ دلیلش بامزه است، دلیلش از همان حرف‌هایی است که الآن بحثش بود که خدا گفته یادش رفته چه گفته است.
می‌گوید اینها دلیلشان این آیه است: «وَ لَنْ يَجْعَلَ اللّٰهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً» خداوند کافر را بر مؤمن سوار نمی‌کند.

چه چیزهای عجیبی در این قرآن نوشته، واقعاً حضرت عثمان ابن عفان دستش درد نکند، زحمت کشیده، لطف کرده منّت گذاشته. آیه چه می‌گوید؟ می‌گوید که خداوند آنقدر از مؤمن حمایت می‌کند که کافر غلط می‌کند او را اذیّت کند. Read More

شکنجه های قرون وسطایی در جزای کسی که به جنگ خدا برود! آیا کسی می تواند به جنگ خدا برود؟


«اِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللهَ» بایست! پاداش آنهایی که با خدا می‌جنگند. آیا با خدا می‌شود جنگید؟ ها؟ مرد حسابی، حضرت خلیفهٔ سوم، که این کتاب را جمع‌آوری کردی آیا با خدا می‌شود جنگید؟ تو بگو! مگر در همین قرآن نگفت که ابابیل حمله کردند و فیل سواران را که هنوز به مکه نرسیده از پای درآوردند؟

«جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللهَ» پاداش آنهایی که می‌جنگند، حرب. خب این کوچک‌سازی خداست.
«وَ رَسُولَهُ» و پیغمبرش، شاید هم این الله را آورده که رسول را به آن بچسباند وگرنه رسول خالی که جا نمی‌افتد، همه جا باید اسمِ الله بیاید.

«وَ يَسْعَوْنَ فِي الْاَرْضِ فَسَاداً» سعی می‌کنند در زمین اِفساد کنند؛ مفسد فی الارض.
«اَنْ يُقَتَّلُوا اَوْ يُصَلَّبُوا» یا او را بکُشید یا او را به صلیب بکِشید.

حالا خوب است عیسی مسیح را به صلیب کشیدند و بقیه یاد گرفتند. یک چوب صاف که یک چوبِ قسمت بالا، قطعش می‌کند بعد دوتا دست‌ها را به اینطرف و آنطرف آن چوبی که پایین‌تر است می‌بندند، اگر جانور بیاید اذیّتش کند یا او را بسوزانند دیگر نمی‌تواند فرار کند.

Read More