بایگانی دسته: ترک معادلات تکراری

14: 1- زیر نظر مستقیم خدای زمین، جنایت صورت می‌گیرد! ۲- خود رهبران و رجال ظهوری هم امنیت نداشتند، چگونه می‌توانند مأمن مردم شوند؟ ۳- محتاجم که دعا می‌کنم، نه از روی سیری است!

مجموعهٔ مباحثی است که در این کلاس مطرح می‌شود. ایام محرّم است و تنها سوژه‌ای است که بکار می‌آید بحث امام حسین است.
ایشان به صورت شعر در هنگام حمله به دشمن مطالبی گفتند که قواعد ادیان و مذاهب را بهم می‌ریزد. چون رسم بود که رجز می‌خواندند، شعر می‌خواندند.
….
«وَ نَحْنُ اَمَانُ اللهِ لِلنَّاسِ کُلِّهِمْ» ما امان خدا هستیم برای مردم، جملگی. ببینید، می‌گوید ما امان مردم هستیم، مردم نیاز دارند به تامینِ امنیّت به وسیله ما. «ناس» هم می‌گوید، نه مسلمین، نه مؤمنین، نه موحدین، نه شیعیان یعنی کلّ اهالی کره زمین امان و امنیت‌شان در دست اینهاست، خب آن وقت خود اینها امنیّت نداشتند! اين را چطوری می‌شود توجيه كرد؟

ابى‌عبدالله امنيّت ندارد در خانه‌اش بنشيند، در مدينه بود مشغول عبادت و تبليغ بود كارى به يزيد نداشت، اين يزيد بود كه به وسيله نماینده‌اش مروان در مدينه، ابى‌عبدالله را احضار و تهديد كرد، مهلت داد تا فردا بايد بيعت كنى خب حسين هم فرار كرد.

خود حسين امنيّت ندارد، وقتى که در شهر می‌رفت آن آيه را می‌خواند كه موسى هنگام فرار از فرعون می‌خواند؛ «فَخَرَجَ مِنْهَا يَتَرَقَّبُ» هم از شهر خارج شد و هم «يَتَرَقَّبُ»، مراقب خودش بود از ترسش که او را نزنند، نكشند، تعقيب نكنند، خب اين چطورى امان خدا در بين مردم است؟
اين نكات در حسين‌شناسى رعايت نشده براى همين هم يک حسينِ ظاهرى تحويل شيعه داده شده، بعد هم انتظار دارند كه اين حسين جهان را تغيير بدهد، خب نمی‌شود!

منابع درس: کتاب اصول کافی جلد ۳ صفحه ۲۶۰ حدیث ۳۶، از محمد ابن یعقوب کُلینی است.
#کتاب لُهوف صفحه ۱۱۷، #کتاب مُثیر الاحزان صفحه ۷۰، #کتاب ارشاد القلوب شیخ مفید جلد ۲ صفحه ۱۰۸، #کتاب مقتل خوارزمی جلد ۲ صفحه ۳۷، #کتاب اِعلام الوری صفحه ۲۴۷، #کتاب احتجاج شیخ طبرسی جلد ۲ صفحه ۳۰۱ است.
🔽ادامه را می توانید در پادکست «ترک معادلات تکراری» بشنوید:

13 : بررسی سند تاریخی از محرم 61 ه.ق که به افشای خدای ناکارآمد ادیان کمک میکند.

بین متشرعین متعارف است که وقتی‌
به یک امر عجیبی می‌رسند می‌گویند «اَسْتَغْفِرُ الله»،
به گناه می‌رسند؛ «اَسْتَغْفِرُ الله»،
به راه بسته می‌رسند؛ «اَسْتَغْفِرُالله»!

حالا مسلم در حالی‌که از پلکانِ پشتِ بامِ کاخ عبیدالله ابن زیاد با دست بسته بالا می‌رفت و او را به زور می‌کشیدند اینجا جای معجزه است! مگر قرآن نمی‌گوید که ما فرستادگانمان را حمایت می‌کنیم؟ اگر حمایت نباشد چه کسی جرأت می‌کند جلوی عقاید مردم بایستد؟ عامهٔ مردم دارای تفکرات خاص خودشان هستند، کسی‌که پرچمی را بلند می‌کند باید از یک جایی حمایت بشود.

«وَ يُصَلِّي عَلَى مَلَائِكَةِ اللهِ وَ رُسُلِهِ»
درود می‌فرستاد بر ملائکۀ خدا و رُسلش.
اینجا این «درود» هم امداد بوده والّا آنجا جای سلام و صلوات به فرشته‌ها نبوده، فرشته‌ای که نتواند مسلم را از چنگ عبیدالله ابن زیاد نجات بدهد اصلاً وجود ندارد! چون اینطوری که دین و شرع می‌گوید مَلک قادر است به تنهایی کرهٔ زمین را نابود کند! در درس‌های گذشته داشتیم و در دایرةالمعارف ثبت شده است. مَلکی که نتواند یک نفر را از دست همنوعانش نجات بدهد این درودِ به او یک نوع متلک و اعتراض است….
🔽ادامه را در پادکست بشنوید:

12:در فوریّت‌های زندگیِ زودگذر از سوی خدای ادیان چه راهکاری داده شده است؟

عبدالله ابن مغیره از گروه، نه از یک نفر، نقل روایت کرده است ،از امام صادق
بنده‌ای که طرف خداست دعا می‌کند.

⬅️«یَدْعُو اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْاَمْرِ»
حالا این امر دوتا معنا دارد:
– یک امر تقدیر است
– یک امر وعده است
می‌خواند خدای عزَّ و جلّ را در کارش، «يَنُوبُهُ فَيَقُولُ لِلْمَلَكِ الْمُوَكَّلِ» خدا به فرشته‌ای می‌گوید. فرشتهٔ او «فَيَقُولُ لِلْمَلَكِ الْمُوَكَّلِ بِهِ»، در قرآن می‌گوید که ما برای هر کسی دوتا فرشته گذاشتیم که حالا گفتند رقیب و عتید است، چپ و راست است، خوبی و بدی را می‌نویسند، بعد بحث‌های «یَحْفَظُونَهُ» بوده که اصلاً به آن نمی‌خورد، معادلات چیز دیگری است، فرشته گذاشته که او را حفظ کند نه اینکه جاسوسی او را بکند، مُفتش نگذاشته که تفتیش عقاید کند که کجا می‌رود برایش پرونده درست کند.

⬅️«اِقْضِ لِعَبْدِي حَاجَتَهُ وَ لاَ تُعَجِّلْهَا» اینجا روی عدم تطابق آمدیم، یارو دستش زیر ساطور گیر کرده می‌گوید نجاتم بده! خدا هم به همان فرشته‌ای که مواظب و محافظش است، مَلک رابط بین مخلوق و خالق است می‌گوید، نمی‌دانم چیست تفاسیر مختلف باید کرد چون عالَم عالَمِ تشکیک و تردید است هر چه بشنویم باید بگوییم یحتمل!
عالَم احتمالات است.
اینجا یک مثلث حاکم است برایت هم گفتم چون عِلم نیست و جهالت‌خانه است لذا روی حدس و گمان و ظّن و احتمال ما مجبوریم کار بکنیم.

⬅️قاضی هم همینطور است، در رشتهٔ قضا او هم چون علم ندارد، علم قاضی به چه چیزی است؟ به پرونده‌ای که جلویش گذاشته‌ شده است، خب این پرونده را درست کردند شسته رفته کردند و آن مسئول مربوطه جلویش گذاشته است، خب این اعتراف که در پرونده است چطوری اعتراف گرفته؟ به خاطر اینکه قضاوت و داوری در این عصر مغشوش که همه چیز در حالت غِش است آینده را درست به آدم نشان نمی‌دهند.

-خب، الان شما یک بیماری خطرناک گرفتی می‌گویی خدا! خدا هم به این مَلک می‌گوید برو ببین چه شده! مَلک می‌آید می‌گوید درد دارد سرطان دارد کرونا گرفته. شما را به خدا ببین ادبیات توحید زمینی چقدر مفتضح است! می‌گوید خیلی خب «اِقْضِ لِعَبْدِي حَاجَتَهُ» قضا کنید. تا اینجا شد بالقوه، «وَ لاَ تُعَجِّلْهَا، عجله نکن»، بابا نوش‌دارو بعد از مرگ سهراب!

-این الان صاحب‌خانه دارد اموالش را در خیابان می‌ریزد چندین برج است که نتوانسته اجاره‌خانه را بدهد، ودیعه هم که داشته تمام شده صاف شده، یِر به یِر شده الان کمک می‌خواهد، می‌گوید که حاجتش را بده، یعنی چه؟ یعنی بیا به او پنجاه میلیون صد میلیون بده که بتواند اجاره‌خانه بدهد پول پیش بدهد.

-«وَ لاَ تُعَجِّلْهَا» دیگر چیست؟
می‌گوید عجله نکن! آن یارو دارد جان می‌دهد می‌گوید باشد می‌دهم ولی عجله نکن! هزاران سال است، رجال ظهوری نابود شدند، بین در و دیوار غیبت له شدند مدام گفت می‌دهم؛ «وَعْدَ اللهِ لَا يُخْلِفُ اللهُ وَعْدَهُ»، رفتند و با ناکامی گفتند «وَ انْتَظِرُوا»!……………

منبع درس: کتاب اصول کافی جلد ۳ صفحه ۲۶۰ حدیث ۳۶، از محمد ابن یعقوب کُلینی است.
🔽ادامه را می توانید در پادکست «ترک معادلات تکراری» بشنوید:

11:کسانی که دارای جمعیت انبوهی بودند و از محاضر رجال ظهوری نتوانستند منطق دینی را پیدا کنند، چگونه حجت توحید خاکی بر آنها اکمال یافته است؟

📘سند درس:
کتاب بحارالانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۰۹ است.

……..به آنها صابئین می‌‌گویند به خاطر اینکه آنها می‌گویند رسالت و نبوت، عقلانیّت نیست.
🌐اینکه می‌گوید «هر چیزی را که شرع بگوید باید عقل اثبات کند و اذن بدهد»، صابئی‌ها می‌گویند عقل تأیید نمی‌کند که یک کسی آمده مثل ما می‌خورد، می‌خوابد، جماع می‌کند، می‌خندد، شوخی می‌کند، خرید می‌کند و بعد می‌گوید من فرستادهٔ آسمان هستم! دلیل هم که می‌آورد «معجزه» است. معجزه را هم همه نمی‌بینند، مشکل سر این است!
-پیغمبر اکرم از شکم کوه چهارصد شتر سرخ مو درآورد که جزء شترهای نایاب است، امّا چه کسی دیده است؟ یک نفر، ده نفر؟ فقط نوشته‌اند و نوشتۀ آن به ما رسیده ولی آثاری نداشته است!
-نوح کشتی ساخته و یک عده را به طبقه اول و حیوانات را به طبقه دوم برده، کره زمین را آب گرفته؛ چه کسی می‌گوید؟ غیر از این است که جریان نوح دهان به دهان از پیامبران آمده تا پایین و کتاب‌های آسمانی نوشته‌اند. ها؟
-عصای موسی اژدها می‌شد! موسی زد وسط رود نیل درجا آسفالت شد، خشک شد و اینطرف و آنطرف هم دیوارهای شیشه‌ای شد و عبور کردند، خب چه کسی این را دیده است؟ ………. خب ما چطوری باور کنیم؟
➖نباید یک قسمتی از رود نیل باقی می‌ماند تا حجت باشد، ها؟
➖نباید آن قسمت از کوه که برای پیامبر شکافته شد و آن چهارصد شتر بیرون آمد، همان شکافته می‌ماند؟ ها؟
➖می‌گوید عیسی مرده زنده می‌کرد، خب این را نوشته‌اند!

💮اگر یادت باشد در یکی از بحث‌ها داشتیم و خوبی آن این است که ما اینها را در دایرة‌المعارف جمع کرده‌ایم که سران مذاهب آمدند با امام رضا محاجّه کردند بعد آنها همین را می‌گفتند که تو می‌گویی معجزهٔ جدّت شق‌القمر بود خب چه کسی دیده است؟ «در کتاب نوشته»!

🔽ادامه را می توانید در پادکست «ترک معادلات تکراری» بشنوید:

قسمت 10: درگیری‌های عاشورا نشانهٔ بی‌دینی دینداران بود و شاخصی برای طردِ دیانت زمینی می‌باشد.

سند این درس:
کتاب نَفَس المهموم صفحه ۱۳۰ است.


گفت یک ذرّه از پولی که یزید به من بدهد برای من مهم‌تر از تو و شفاعت پدرت و شفاعت پدربزرگت است.حالا شما بگویید که آیا این رسول در کار رسالت موفق شده است؟ اینها دانه درشت‌های اصحابش بودند، البته اینها پایین‌تر بودند ها! بالاتر از آنها هم بودند که اینها زیر بیرق آنها بودند.

شفاعت جدش را اصلاً قبول ندارد، چون آنطرف مرز را باور ندارد! پیغمبر آمد این همه زحمت کشید گفت بهشت و جهنم هست، یک یزیدی پیدا شد و به همهٔ این وعده‌ها تغوّط کرد! با یک کیسه زر و با یک وعده عمارت رِی همه چیز برملا شد.
گفت اگر به ناچار باید مرا بکُشید به من آب بدهید. باز این هم برای ثبت در تاریخ است والا حسین در شرایط احتضار و جان کندن بود آب را می‌خواست چه کند؟

سؤال: آیا محمد ابن عبدالله کاری که
کرد موفقیّت‌آمیز بود؟ آیا مردم را به خدا
رساند؟ این نتیجه‌اش است؛ این ورقه
امتحانی است که شمر می‌دهد!
– شمر کیست؟ وابستهٔ یزید.
– یزید کیست؟ پسر معاویه.
– معاویه کیست؟ برادر زن پیغمبر.

شمر گفت به تو آب نمی‌دهیم تا اینکه مرگ را لقمه لقمه و جرعه جرعه بچشی. یعنی شکنجه عظیم! و بعد هم حسین را مسخره کردند.

گفت ای بچه ابو تراب! تو مگر نمی‌گویی که پدر من در بهشت سقای کوثر است، یک ذرّه دیگر صبر کن، تا بابایت به تو آب بدهد…

🔽ادامه را می توانید در پادکست «ترک معادلات تکراری» بشنوید:

قسمت 9: ادراکات تو جایگاه پذیرش دارد تا وصولی‌های دیرینه که وجاهت عقلی ندارد!

بررسی حدیثی از امام باقر.
📕اسناد درس:
کتاب معانی الاخبار صفحه ۲،
کتاب بحارالانوار جلد ۲ صفحه ۱۸۴.
{با درایت، روایت را پلکان کن و به سوی حقّ تعالی برو}.
درایت از رؤیت گرفته می‌شود یعنی همه چیز را به تشخیصِ تجربه و عقل و علم بیاور، آنگاه روایات را زیرمجموعه قرار بده.

{«يَعْلُو الْمُؤْمِن» عُلوّ پیدا می‌کند ایمان آورده}. عُلوّ یعنی ظهوری شدن.اینجا دنی است، اسفل است، دنیاست، پایین و پست است و عُلوّ نقطه مقابلش است. یعنی روایت را باید در آزمایشگاه عقل مورد ارزیابی قرار بدهیم.
…………………………
در قرآن معارضات چه موقع پیدا می‌شود؟ در وقتی که «اَفَلَا تَعْقِلُونَ» بر چشم، مغز، عقل، گوش و وجود تو حاکم بشود.
🔶امیر گفت «عَلَيْكُمْ بِالدِّرَايَاتِ لَا بِالرِّوَايَاتِ» بر شما باد به درایت نه روایت. این دیگر پرده را کاملاً بالا زده است. روایت چیست؟ گفت «اَلْآیَة قَطْعِي الصُّدُور وَ ظَنِّي الدِّلَالَة والرِّوَایَة ظَنِّي الصُّدُور و قَطْعِي الدِّلَالَة»، برعکس.
🔶حالا می‌گوید: «روایت، صدورش ضعیف است».
ببینید، من بارها عرض کردم و تکرار مکررات است که در دسته‌بندی احادیث و روایات ما دو تا ایراد داریم:
1️⃣یا سلسله مراتب روات و محدثین اشکال دارند که حالا علم رجال می‌آید می‌گوید نه، ما تشخیص دادیم، پاکیزه و جدا کردیم، که تازه این هم در آن مشکل هست.
2️⃣جهت دیگر این است که روایت بر اساس کلّم‌النَّاس و تقیه آمده است!

🔽ادامه را می توانید در پادکست «ترک معادلات تکراری» بشنوید:

قسمت 8:اینگونه امید دادن‌های غیر عملی باعث تشدید تردیدها در اعتقادات شده و بنیان باورداشت‌های مذهبی را ویران می‌کند.

بررسی حدیثی از امام صادق.
📕اسناد درس:
کتاب وسائل الشیعه جلد ۱۴ صفحه ۴۳۰،
کتاب تهذیب الاحکام جلد ۶ صفحه ۴۳ است.
{هر کس زیارت نکند قبر ابی‌عبدالله را خداوند عمر او را کاهش می‌دهد. } ‌این چگونه توجیه می‌شود؟
آیا این نفرین است یا دعاست؟
بشارت است یا انذار است؟
می‌گوید اگر این کار را نکنی عمرت کوتاه می‌شود!
“وَ لَوْ قُلْتُ اِنَّ اَحَدَكُمْ لَيَمُوتُ قَبْلَ اَجَلِهِ بِثَلَاثِينَ سَنَةً” {سی سال اضافه می‌شود به عمرش. یعنی الآن باید بمیرد، اجلش رسیده موقع رفتن اوست، به زیارت امام حسین رفت و آمد سی سال به عمرش اضافه می‌شود.}
🔶حالا شما حساب کنید یک نفر که مرتب می‌رود این باید از معمرین باشد، یعنی عمر طول و درازی داشته باشد. خودِ ائمه با اینکه قبر جدّشان را زیارت می‌کردند اما عمرهایشان کوتاه بوده است.

🔽ادامه را می توانید در پادکست «ترک معادلات تکراری» بشنوید:

قسمت 7: معجزه چیست؟ آیا قرآن معجزه است؟

«اَلْمُعْجِزَةُ عَلَامَةٌ لِلهِ»، همین هم هست، معجزه اوّلاً از گذشته‌ها که نقل و روایت است، یک آیه است که این دو تا هم بارها به شما گفته‌ام دو تا چرخ اینطرف و آنطرف اتومبیلِ تحقیق و تفکر هستند که هر دو هم کم باد هستند و نمی‌تواند مسافت زیاد برود دلیلش را هم که می‌دانی؟

⭕دلیلش این است: «اَلْآیة قَطْعِيُّ الصُّدُور وَ ظَنِّيُّ الدِّلَالة» آیه در اینکه از جانب خداست محکم است ولی دلالتش، ظنّ است حدس است، اصل هم دلالت است دیگر! بعد خود این هم برای کشف حقایق یک جا پا می‌گذارد و اینکه «اَلْآیَة قَطْعِيُّ الصُّدُور» صادر شده از جانب خداست، اینجا را داشته باش، حالا «وَ ظَنِّيُّ الدِّلَالَة» این وسط، این وسط را بگير و در دو طرف ترازو ‌بگذار؛ «قَطْعِيُّ الصُّدُور»، «ظَنِّيُّ الدِّلَالَة»!

⭕خب چه چیزی دستگیرت می‌شود؟
عدم تطابق! چرا؟ برای اینکه قرآن می‌گوید «وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ» قرآن برای خواندن شفاف و سلیس و روان است، پس دیگر این چه مبحثی است که درآوردی؟ «ظَنِّيُّ الدِّلَالَة» دیگر چیست؟ دلالت باید علنی باشد، مگر آن آقا که امروز اینقدر در جهان اسلام طرفدار دارد نگفت «حَسْبُنَا کِتابُ الله»؟ آیا او نمی‌دانست که «ظَنِّيُّ الدِّلَالَة» است و فقط به «قَطْعِيُّ الصُّدُور» آن چسبید؟ این همه هم طرفدار دارد!
اسناد درس:
کتاب علل‌الشرایع صفحه ۱۲۰.
🔽ادامه را می توانید در پادکست «ترک معادلات تکراری» بشنوید.

قسمت 6: اگر در جاهلیّت، زنان محصور بودند و در اسلام به آنها آزادی داده شد پس چرا غیرت‌ورزی ناموسی در گذشته بوده و خلیفه متقاضی ورود آن به قرآن گردیده؟

اگر در جاهلیّت، زنان محصور بودند و در اسلام به آنها آزادی داده شد پس چرا غیرت‌ورزی ناموسی در گذشته بوده و خلیفه متقاضی ورود آن به قرآن گردیده؟اگر در جاهلیّت، زنان محصور بودند و در اسلام به آنها آزادی داده شد پس چرا غیرت‌ورزی ناموسی در گذشته بوده و خلیفه متقاضی ورود آن به قرآن گردیده؟

خلیفه دوّم می‌گوید: ما در قبل از اسلام زنان را به حساب نمی‌آوردیم.

یک اشتباهِ این سخن این است که زن نیمهٔ مرد است یعنی خداوند زن و مرد را برای هم خلق کرده و مکمل هم هستند، اینکه به حساب نمی‌آوردند و دیده نمی‌شده یک حرف بی‌ربطی است ….قبل از اسلام هم زن، در مقیاس زندگی به شماره می‌آمده است.

در ادامه این سند می گوید:” وقتی اسلام آمد و خداوند آنها را یاد کرد و چون خدا آنها را بالا آورد دیدیم که بر ما حقوقی دارند.”

خب این هم دوّمین مشکل، خدا چطوری اینها را یاد کرد؟ آیا به عدالت یاد کرد، به خوبی یاد کرد یا به تساوی حقوق با مرد یاد کرد؟ اگر یادتان باشد مسئلهٔ ورود حجاب به قرآن به دست ایشان بود یعنی خلیفه دوم.

اینجا چند مسئله است، یعنی آیا در قبل از اسلام حجاب نبوده است؟ پس آزادی برای زن بوده و هر طوری که دلش می‌خواسته می‌گشته است!

حالا این را چطوری می‌شود گفت که به حساب نمی‌آمدند؟ آزاد و راحت بودند و در پوشش حقّ انتخاب داشتند بعد وقتی وارد اسلام شدند آن داستان اعتراض خلیفهٔ دوم، جناب عُمر، که به همسران پیغمبر اعتراض کرد که چرا بدون حجاب از خانه درآمدید؟

بعد هم خدا یادش افتاد که آره باید برای زن‌ها حجاب بیاورند و آیه حجاب را نازل کردند. این‌که زن در قبل از اسلام راحت بوده و بعد برایش آیه آمده این چگونه تبیین می‌شود که زن در جاهلیّت به حساب نمی‌آمده آدم نبوده بعداً وقتی که وارد اسلام شد سری در سرها درآورد؟ این چندتا مورد در موارد اختلاطِ جاهلیّت و اسلام حائز اهمیت است.

…….

 

ادامه را می توانید در پادکست «ترک معادلات تکراری» بشنوید.

قسمت 5: داروی این امت شمشیر و شلاق است! یعنی جهان‌بینی آخرین دین در آموزش و پرورش انسان‌ها تأدیب حیوانی می‌باشد.

 داروی این امت شمشیر و شلاق است! یعنی جهان‌بینی آخرین دین در آموزش و پرورش انسان‌ها تأدیب حیوانی می‌باشد.

داروی این امت شمشیر و شلاق است! یعنی جهان‌بینی آخرین دین در آموزش و پرورش انسان‌ها تأدیب حیوانی می‌باشد.

خداوند این مردم را با دوتا دارو درمان کرده است؛ شمشیر و تازیانه.

خیلی قشنگ است، یعنی اگر این را یک نفر منتقد بدون اشاره به مستند بگوید می‌گویند که این اهانت و دروغ
است. یعنی اینقدر این حرف زشت است که ببین ما چندتا سند آوردیم. اگر گفتیم مردم در دیدگاه انبیاء حیوان هستند و باید با تازیانه آنها را آدم کرد می‌گویی چرا؟ بیا! ببین چندتا سند، هم از شیعه و هم از سنّی برایت آوردم.

«فَلَا هَوَادَةَ عِنْدَ الْاِمَامِ فِيهِمَا» امیرمان می‌گوید در این خصوص امام که مجری اوامر خدای است همین خدا، خدای خشن، هیچ‌گونه نرمشی ندارد، التماس نکن!

چرا مردم با شمشیر و شلّاق هدایت می‌شوند؟ ضدّ آن چیست؟ منطق و دلیل و حجت و برهان و خوشرویی و خوش‌اخلاقی! پس معلوم می‌شود اینها وجود ندارد دیگر، ها؟

ادامه را می توانید در پادکست «ترک معادلات تکراری» بشنوید.