دسته: ترک معادلات تکراری

«به دشواری انداختن، نشانهٔ نفاق است»، آیا خدا چنین است؟

فرمود: «اَلتَّكَلُّفُ مِنْ اَخْلاَقِ اَلْمُنَافِقِينَ».
فرق بین تکلیف و تکلّف چیست؟
➖«تکلیف»؛ برنامه‌ریزی‌های معین است در حوزهٔ خاص، که حالا مثلاً بچه مکلّف می‌شود یعنی به سن بلوغ می‌رسد یک سری تکالیف، یک سری وظایف به او موکول و منتقل می‌شود
➖ولی «تکلّف» یعنی زورکی، به دشواری انداختن.

«اَلتَّكَلُّفُ مِنْ اَخْلاَقِ اَلْمُنَافِقِينَ» از خلق و خوی دو چهرگان است. آدم وقتی که اسم منافق را می‌شنود یاد تقیه می‌افتد، منافق یعنی دو چهره، تقیه کننده هم دو چهره است. مثل بحث قبل!

چه کسی مردم را به تکلّف می‌اندازد؟ اول خدا! برای اینکه بشر را مجبور می‌کند در یک خط فکری خاص قرار بگیرد؛ «بُعِثْتُ اَنْ اُقَاتِلَکُم» آمدم شما را بکُشم تا اینکه بگویید «لَا اِلَه الَّا الله»! علی‌رغم شعار درونی قرآن که در آیة‌الکرسی می‌گوید «لَا اِکْراهَ فِی الدِّینِ (۲۵۵ بقره)» ولی در دین اکراه زیاد است؛
➖در بدو ورود به زور است،
➖آدم از این دین خسته می‌شود می‌خواهد برود باز به زور او را نگه‌ می‌دارند،
➖او را به تهدید قتل، به داخل می‌آورند و به تهدید قتل هم نمی‌گذارند دربرود.
خب این تکلّف نیست؟

آیا نماز خواندن، تکلّف نیست؟ نماز صبح در بهترین وقتی که انسان خواب است وظیفه اعلامش می‌کند که بلند شو نماز بخوان، دیگر بعد از آن خوابش نمی‌برد، از آن مهمتر نماز شب است، بعد نیمهٔ شب، بعد از نیمهٔ شب!

در بهترین اوقات خواب که خودِ خواب را قرآن می‌گوید نعمت است: «وَ مِنْ آياتِهِ مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ (۲۳ روم)» از این نعمت جدا شدن به نقمت رسیدن است، از این بدتر در این اسناد و مدارکی که در دایرةالمعارف هست ثبت شده که «آب بریزی روی صورت کسی که اهل خانه‌ات هست و خواب است »، این احتمال سکته می‌رود، چرا باید با یک کسی که خواب است این‌گونه رفتار بشود؟

«تکلّف در روزه»؛ ولو اینکه خودش می‌گوید «هر کس مریض است روزه نگیرد» ولی چنان مردم را از جهنم ترسانده‌اند که خیلی‌ها بیمار هستند و روزه می‌گیرند. مهمترین بیماری، مشکل عصبی است
که همه دارند، نصف اهالی تهران دارند قرص اعصاب می‌خورند.

طرف بیمار است مهمترین دلیل بر بیماری انسان بی‌ صبری است، وقتی بی‌ صبری آمد بداخلاقی می‌آید، اعصاب خراب می‌آید، داد و فریاد می‌آید، فحش و ناسزا می‌آید، تهدید می‌آید، درگیری می‌آید، دعوا می‌آید، بزن و بکوب می‌آید، طلاق می‌آید، همهٔ اینها تکلّف است!

طرف بدهکار است آنقدر او را از جهنم ترسانده‌اند که می‌آید خمس می‌دهد، آخر کسی که بدهکار است خمس به او وارد است؟ زکات می‌دهد! آن مزرعه‌دار بیچاره که دسترنج یک سالش در معرض آفات مختلف قرار دارد، می‌‌گوید باید یک دهمش را بدهی. وقتی که ضرر می‌کند چه کسی باید جواب بدهد؟ فقط موقع گرفتن، شما حضور دارید؟

مدت زمان: 6:26
منبع:کتاب غررالحکم صفحه ۴۷۸ حدیث ۱۰۹۷۱، از امیرالمؤمنین

آیندهٔ این خاک به تقلید چنین قدرت بیداد

چین است جهاندار به هر زاویه از مال و مذاهب
چون فکر به داد و همه مالش به قرائب

➖چین کشور بزرگی است و دارای عقاید ضد خداست. آینده را پیش بینی می‌کنند که در قبضهٔ چین باشد، به خاطر قدرت اقتصادی بالا می‌تواند دانه بپاشد و کشورها را تسخیر کند. آنچه که به ما مربوط می‌شود این است که چین به «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً» کمک می‌کند، عقاید کمونیستی را که دوری از خداست نشر می‌دهد با پشتوانهٔ قدرت اقتصادی، تبدیل می‌شود به شوروی دوم. هفتاد و دو سال اتحاد جماهیری سوسیالیستی شوروی بر اساس ایدئولوژی «زندگیِ منهای خدا» کشورهای زیادی را به تصاحب کشاندند، خب بعد از هفتاد و دو سال یکی از خودشان به نام گورباچف (آخرین رئیس جمهور شوروی) آمد و همه را به هم زد. ولی الان چین به خاطر اینکه مردم دنیا مستعد هستند برای دوری از خدا چون همه‌اش از خدا بلا دیدند، رنج دیدند. آن فلسطینی اذیت و آزار را از خدا می‌بیند و الّا در خانه‌اش نشسته بود و با کسی کاری نداشت، راحت بود. آن اوکراینی از خدا می‌بیند، آنها در خانه‌هایشان نشسته بودند و با کسی کاری نداشتند. مسیحی؛ مسیحی علیه مسیحی! روسیه مسیحی، که البته تعداد زیادی هم در آنجا طرفداران کمونیست هستند، نابود نشدند، محو نشدند. اوکراین مسیحی، روسیه مسیحی، به جان هم افتاده‌اند. فلسطین هم مسلمان، و آن طرف هم یهودی، هر دو اهل کتاب و هر دو دارای پیغمبر، یعنی در حقیقت الان سه تا پیغمبر مشغول جنگ هستند؛ مسیح در اوکراین، خاتم‌الانبیاء در فلسطین، و موسی ابن عمران در اسرائیل! در همهٔ این سه کشور و کشورهای دیگر متهم اصلی خداست. چرا کمک نکرده است؟ چرا کمک نکرده است؟! نابودی فلسطینی‌ها را در فیلم‌ها می‌بینید، نابودی اوکراینی‌ها را می‌بینید. برای همین دنیا مستعد است برای اعتقادات کمونیستی و چین داعیه‌دار خواهد بود. همانطور که کرونا را به کل جهان فرستاد، اعتقادات خودش را هم می‌فرستد و همان می‌شود که رسول الله فرمود: «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً»، و مسلمان‌ها مساجد را خراب می‌کنند، قرآن‌ها را می‌سوزانند، اسلام وارونه می‌شود؛ پوستین وارونه، کوزهٔ وارونه، یعنی هر چه در آن بوده دیگر ریخته شده، همان روز اول هم ریخته شد، وقتی که رسول الله را کشتند همان موقع «اِرتَدَّ النَّاس» به اقرار بزرگان اهل سنّت و بزرگان شیعه، همان روز مردم برگشتند، همان روز پوستین وارونه شد، همان روز «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً» شد.

➖به وسیلهٔ اقتصاد قویی که دارد ایدئولوژی خود را که «بشرِ دور از خداست» به تمام جهان صادر خواهد کرد.

در کل عجایب، کرونا داد و به همراهِ عقائد
آیندهٔ این خاک به تقلید چنین قدرت بیداد

رسول خدا: وقتی که می‌خواهید مردم را بکُشید، یک طوری بکُشید که درد نکشند!

«اِنَّ الله كَتَبَ الْاِحْسَان عَلَى كُلِّ شَيءٍ» خدا واجب کرده است احسان کنید به مردم. بسیار عالی خیلی ممنون چه خدای خوبی!
«فَاِذَا قَتَلْتُمْ فَاَحْسِنُوا الْقِتْلَةَ» به به به، آدم می‌کُشید درست بکُشید! این آدم‌کشی احسان است؟ «اِنَّ اللهَ كَتَبَ الْاِحْسَان» ها؟ یک چیزهایی در این کمد لباس‌های دین پیدا می‌شود!

«فَاِذَا قَتَلْتُمْ فَاَحْسِنُوا الْقِتْلَةَ» وقتی می‌کُشی قشنگ بکُش! یعنی چه قشنگ بکُش؟ یعنی یک برق به او وصل کن تا سریع تمام شود، چون وقتی که اعدامش می‌کنی آن بالا زجر می‌کشد و دست و پا می‌زند یا آمپول هوا به او بزن.
«فَاِذَا قَتَلْتُمْ فَاَحْسِنُوا الْقِتْلَةَ» چیست؟ ای متشرع معنای آن چیست؟
این رسول توست.

«وَ اِذَا ذَبحْتُم فَاَحْسِنُوا الذِّبْحَ» اگر سر می‌بُرید قشنگ ببُرید. اینجا نگویی که منظور حیوان است ها! اگرنه باید می‌گفت، باید می‌گفت «وَ اِذَا ذَبحْتُمُ الحَیوان»، نگفت که! این ادامهٔ بحثِ «فَاِذَا قَتَلْتُمْ» است. سر بریدن، قاعدهٔ بعضی از پیروان اسلام است. گردن زدن با شمشیر در بین مسلمین متداول است، منظورش این است که گردن می‌زنی خوب تیزش کن و شدید هم سفت شمشیر را فرود بیاور که یک لحظه درد بکشد و تمام شود! این هم شد دایرةالمعارف دین که همه‌اش از کشتن است و له کردن است و خفه کردن است و سر بریدن است.

«وَلْيُحِدَّ اَحَدُكُم شَفْرتَهُ فَلْيُرِحْ ذَبيحَتَهُ».
«همانا خدا خوبی و نیکی را در هر چیزی واجب کرده، پس هر گاه چیزی را کشتید به شیوه خوب آن را بکُشید». آن وقت اینجا در ترجمه نوشته «حیوان»، اصلاً در متن، «حیوان» نیست ها، ببین چطوری در احادیث دست می‌برند؟ اینجا الان در معنای فارسی نوشته «هر گاه {حیوانی} را سر ببرید»، خب اینجا اسم «حیوان» که نیامده!

اگر می‌گویی ذبح فقط مخصوص حیوان است، مگر پیروان اسلام سر نمی‌بُرند، این نیروهای تروریستی مگر سر مسلمانان را نمی‌بُرند؟ در فیلم‌ها ندیدید؟ گردن زدن مگر سر بریدن نیست؟ گردن زدن یعنی چه؟ سر می‌بُرد با خنجر می‌بُرد، مدام چند دفعه می‌آورد و می‌بَرد، شمشیر یک لحظه تق می‌زند تمام می‌شود! خب این حدیث را چرا بُردی در حیوان؟ چون می‌دانند که آبروریزی است آخر! «آبرو می‌رود ای ابر خطا شوی ببار»، برای دین آبرویی که نمانده!

«هرگاه حیوانی را سر بُریدید به نحو احسن سر آن را ببُرید. هر یک از شما لازم است که کارد و چاقوی خود را تیز و بُرنده کنید تا {حیوانی} که سر می‌بُرید زود راحت شود»، اینجا اصلاً اسم «حیوان» در متن نیامده است، این نصّ صریح است و الباقی آن تحریف است و برای آبروداری و ماستمالی کردن است که اسلام را دین کشتار معرفی نکنید، می‌گوید منظورش حیوان است. وقتی که می‌خواهید مردم را بکُشید، یک طوری بکُشید که درد نکشند.

 

با چنین شرایطی از دین، چگونه انتظار هدایت شدن می‌رود؟

«اِنَّمَا سُمِّيَ اَلرَّفِيقُ رَفِيقاً لِاَنَّهُ يَرْفَقُكَ عَلَى صَلَاحِ دِينِكَ فَمَنْ اَعانَكَ عَلَى صَلَاحِ دِينِكَ فَهُوَ اَلرَّفِيقُ اَلشَّفِيقُ».
رفیق از اسماءالحسنی است، وقتی که پیغمبر هجرت می‌کند می‌گوید «اِلَی الرِّفِیقِ الاَعلَی» من رفتم پیش رفیق بزرگ. تمام این رفیق‌ها مصنوعی و مجازی هستند، رفیق اصلی اوست.
حالا می‌گوید که نامیده شد رفیق، به این خاطر که هوای طرف را داشته باشد؛ «رفیق را فقط بدین جهت رفیق خوانند که تو را برای اصلاح دینت یاری و همراهی کند لذا هر کس بر اصلاح دینت یاری نماید رفیق دلسوز توست». خب الان این دین تقیه‌ای چطوری مردم را هدایت کند؟ یا رسول الله اگر رفیق هستی بی‌ پرده سخن بگو نه اینکه «کَلِّم النَّاسَ عَلَی قَدْرِ عُقُوْلِهِم»! چرا ائمه به وسیلهٔ اسماءایذایی تحت عنوان کلم‌النّاس و تقیه دهان‌بند زده بود؟ اینجا می‌گوید که برای دین باید تو را اصلاح کرد؛ «هر کس تو را اصلاح می‌کند رفیق توست»! خب ما راه را از چاه چطوری تشخیص بدهیم؟ با روایت؟ با حدیث؟ با قرآن؟ با استخاره؟ همه‌اش افتاده و وبال گردن است، در چاه افتادیم، خودشان را با استخاره نجات ندادند چه برسد به ما! پس خدا نمی‌تواند رفیق باشد. آن عارف بزرگوار می‌گفت: «یَا رَفِیقُ يَا شَفِیقُ فُکَّنِی مِنْ حَلَقِ الْمَضِیقِ»، ماه رمضان یکسره شب تا صبح می‌گفت «ای رفیق شفیق مرا از حلقه‌های ایذایی نجات بده». این حلقه‌ها چیست؟ بیماری است، نداری است، ظلم حاکم است، بیماری‌های ناشناخته است، نداشتن پول برای معالجه است، اعتیاد است، درگیری‌های زن و شوهر است، آمار وسیع طلاق است، اینها از رفیق آمده، آیا خدا رفیق است؟ بله، خدا رفیق است ولی با یک حاشیه! حاشیهٔ آن چیست؟ «الدُّنْیَا مَعْکُوسَةٌ» یعنی برعکس! گفت «سوار اتوبوس شده، صندلی جلو از عقب»، یعنی از درب عقب که باز می‌شود در اتوبوس، این، صندلی اول است! همهٔ کارهای خدا همین است. رفیق است رفاقتش را اینطوری نشان می‌دهد که می‌گوید هر کسی به من نزدیک می‌شود؛ «اَلْبَلآءُ لِلْوِلاءِ» هر چه بلا است به گردن دوستانم می‌اندازم. آخر این شد حرف؟! اگر در دین عقل حاکم است؛ «کُلَّ مَا حَکَمَ بِهِ الْعَقْلُ حَکَمَ بِهِ الشَّرْع» خب این که نشد جواب، تو هر کسی که به تو نزدیک می‌شود و دوستت دارد را می‌زنی، له‌اش می‌کنی؟ این هم شد حرف؟ این شد منطق؟ این شد حکمت؟ این شد مصلحت؟ پس خدا رفیق نیست. رفیقِ به معنای «برعکس بودن دنیا» بله هست، بعد هم می‌آید در قرآن یک طوری آن را ماستمالی می‌کند؛ «عَسَی اَنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم وَ عَسی اَنْ تُحِبُّوا شیئاً و هُوَ شَرٌّ لَکُم (۲۱۶ بقره)» از یک چیزی بدت می‌آید خیر توست. کتک می‌زنی می‌گویی خیرت است؟ مگر مردم ابله هستند؟ بله، ابله هستند! به چه دلیل؟ گفت: «اَکْثَرُ اَهْلَ الْجَنَّةَ اَلْبُلَهَاء» اکثر مردم بهشت خل و چل‌ها هستند، عقب مانده‌ها هستند، دیوانه‌ها هستند. آخر این شد دین که تو برای ما آوردی؟ خب پس خدا رفیق نیست، نه رفیق ما و نه رفیق رجال ظهوری! آنها را در چاه انداخت، یونس ابن متیٰ را جلو فرستاد او را هل داد و بعد خودش دررفت، کمکش نکرد. وقتی کمک نکرد یونس ابن متیٰ سر به بیابان گذاشت، رفت در دریا خودش را غرق کند. اینقدر پشت انبیاء را خالی کرد که صدای انبیاء در آمد، این قرآن است: «حَتَّی اِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا اَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا (۱۱۰ یوسف)». آنقدر به مردم بی‌ وفایی کردی و وعده دروغ گفتی که رسولان تو خیال کردند اصلاً همهٔ الهامات، چرند است، این الهاماتی که به آن می‌گویند وحی!

ان‌شاءالله ایام به کام باشد، دور از مشکلات! ایام آغازین سال جدید در رفت و آمدتان حواستان جمع باشد، حوصلهٔ شما سر نرود، خودتان را کنترل کنید، به خانه کسی که می‌روید و وضع زندگی او بهتر است نیایید در خانه حرص بخورید و بر سر هم بزنید که ببین او پولدارتر است، تو عرضه نداشتی پول دربیاوری! همهٔ اینها آفات نوروز است، اگر بخواهم برایتان بشمارم هزار تا آفت دارد و برای همین است که جای خوشحالی نیست چون اتفاقی نیفتاده! دیروز مردم فقیر بودند بعد سال هم فقیر هستند، دیروز مردم اسیر بودند بعد سال هم اسیر هستند، پس این چه نوروزی است؟ به چه دردی می‌خورد؟ قدیمی‌ها سر مردم را کلاه گذاشتند!

مدت زمان: 7:41
منبع: کتاب غررالحکم و دررالکلم صفحه ۴۳۴ حدیث ۹۷۳۰، از امیرالمؤمنین

بررسی اسناد معتبر دینی نشان می‌دهد: متشرع نه فروع دین دارد و نه اصول دین

بررسی اسناد معتبر دینی نشان می‌دهد:
متشرع نه فروع دین دارد و نه اصول دین. اصول دین را چرا ندارد؟ به خاطر اینکه کتاب است که خدا را معرفی می‌کند، کتاب است که عدل را معرفی می‌کند، کتاب است که نبوت را معرفی می‌کند، کتاب است که قیامت را معرفی می‌کند، وقتی که این کتاب تحریف شده، این کتاب دیگر نمی‌تواند احکامش ساری و جاری باشد، احکامش یعنی فروع دین، یعنی حدود، یعنی احکامی که در فقه، عملی است، مناسکی که برای مسلمان‌ها جاری است.
به قول امام جواد؛ «حَرَّفُوا كِتَابَكَ وَ بَدَّلُوا اَحْكَامَكَ»

مدت زمان: 6:54
منبع: کتاب بحار الانوار جلد ۸۲ صفحه ۲۲۵، کتاب مهج الدعوات صفحه ۵۹

مردم اگر واقعیت را بفهمند از این دین فرار می‌کنند!

در کتب معتبره شیعه آمده است که امام صادق به فرزند زراره(صحابی معروف امام)میگوید:

تمامیت دین تحریف شده و یا از آن کم کردند یا زیاد…
«فَمَا مِنْ شَيْ‌ءٍ عَلَيْهِ النَّاسُ الْيَوْمَ إِلَّا وَ هُوَ مُنْحَرِفٌ چیزی که امروز در اختیار مردم قرار دارد چیزی جز تحریفات گسترده نیست که بر خلاف اساس وحی می باشد!»

حکام اسلامی با همین تحریفات و دگرگون سازی های احکام و شرایع ، بنا بر سلیقه و میل خود پیش رفتند و مردم متدین بی خبر و جاهل را همراه خود نمودند.
در صورتی که به قول امام صادق ، نه دینی به دست اینها رسیده و نه احکامی که مطابق فرامین الهی باشد…

این شما و این کلام جعفر صادق در کتب معروف شیعه

مدت زمان: 10:47
منبع: کتاب بحارالانوار جلد ۲ صفحه ۲۴۶، کتاب رجال کشی جلد ۱ صفحه ۱۳۸ از امام صادق

ای جهانیان ببینید روز روشن، «الله» دروغ گفته است!

یک سری مباحث قرآنی هست که عدم تطابق را نشان می‌دهد، چند تا آیه است باهم می‌خوانم……..

اینجا چند تا «لَعَلَّ» برای شما آوردم که بدانید پایهٔ دین چقدر سست است.

می‌گوید توبه کنید ای مؤمنین شاید خدا شما را رستگار کرد 👈«لَعَلَّكُمْ»، هر چوبی هم که مسلمین خوردند از این لَعَلَّ ‌های خداست!

«لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»، این «لَعَلَّ» را خوب است گذاشته‌ها، از جناب عثمان ابن عفان کاتب معظم قرآن کریم، خلیفهٔ سوم رسول‌الله تشکر می‌کنیم که یک جایی را باز گذاشت که محقق بتواند یک‌ نفس راحت بکشد……

مدت زمان: 12:14

خدای شکنجه‌گر که به خاطر ابراز عقیده، جنایت می‌کند.

«اِذَا كَانَتِ اَلْحَرْبُ قَائِمَةً لَمْ تَضَعْ اَوْزَارَهَا» هنگامی که جنگ برپا است و هنوز پیروزی کامل نشده است هر اسیری از دشمن گرفتار شود امام اختیار دارد گردنش را بزند و یا دست و پایش را برعکس همدیگر ببرد و به همان حال رها کند که در خون خود دست و پا بزند تا بمیرد. همان بحث قبلی را یادت بیاید؛ «اِنَّ اللهَ بِكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ (۹ حدید)».
اینجا رحمت و رأفتش را نشان می‌دهد؛ «اِذَا كَانَتِ اَلْحَرْبُ قَائِمَةً لَمْ تَضَعْ اَوْزَارَهَا وَ لَمْ يُثْخَنْ اَهْلُهَا فَكُلُّ اَسِيرٍ أُخِذَ فِي تِلْكَ اَلْحَالِ فَاِنَّ اَلْاِمَامَ فِيهِ بِالْخِيَارِ اِنْ شَاءَ ضَرَبَ عُنُقَهُ وَ اِنْ شَاءَ قَطَعَ يَدَهُ وَ رِجْلَهُ مِنْ خِلاَفٍ بِغَيْرِ حَسْمٍ وَ تَرَكَهُ يَتَشَحَّطُ فِي دَمِهِ حَتَّى يَمُوتَ».
آیا این قانون برای دفاع است یا جهاد؟ دفاع یعنی به مسلمین حمله شده، حمله را پاسخ داده‌اند پیروز شدند، اُسرا را می‌گیرند یا گردن قطع می‌کنند یا دست و پا را به خلاف همدیگر می‌بُرند و رهایش می‌کنند تا آنقدر خون بیاید تا بمیرد.

‌برای جهاد چه؟ جهاد به معنای آن است که دین می‌خواهد زیاده‌طلب باشد، مذهب می‌خواهد گسترده باشد لذا به حوالی، کشورها و شهرها حمله می‌کنند، آنجا را تصاحب می‌کنند، اموال را به بیت‌المال مسلمین می‌آورند، زن‌ها را به کنیزی می‌گیرند، کودکان را به غلامی و مردان را هم می‌کُشند.

آیا مردم اختیار ندارند اعتقادات مستقل داشته باشند؟ کسی که آزاد اندیش است باید گردنش قطع شود؟ این است خدایی که دین معرفی می‌کند «رئوفٌ و رحیم»؟ ها؟ خفقان است، آزادی نباشد، آقا من نمی‌خواهم در دینی باشم که تو به من ارائه می‌دهی، آیا زور است؟ می‌گوید بله زور است! به تو حمله می‌کنیم، تو را می‌کُشیم، اموالت را هم غارت می‌کنیم و خانواده‌ات را هم اسیر می‌کنیم.

خب حالا شما دشمن را گرفتید، اسیر الان توان جنگ ندارد، آیا نمی‌شود اینها را به کشورهای دوردست تبعید کنید، حتماً باید بکُشید؟ خدایی که با این زحمت بشر را به دنیا می‌آورد سر هیچ و پوچ آن را می‌کُشد؟ با این سختی و فشار، نُه ماه در شکم مادر و سرانجام به اینجا، و اینجا هم در جنگ با فقر و بیماری و ناامنی؟! بعد به خاطر اینکه زیر بیرق شما نمی‌آید باید «ضَرَبَ عُنُقَهُ» گردنش را بزنید؟ حالا می‌کُشید، شکنجه باید بدهید؟ کشتن یک جرم و قطع دست و پا به خلاف هم (دست راست و پای چپ)، و رها کنید تا جان بکَند، جان بدهد، آیا با گوسفند این کار را می‌کنید؟

حیوان وحشی را که صید می‌کنند به دستور دین نباید مثله‌اش بکنند، تیر به هر جا خورد و افتاد زمین می‌روند سرش را می‌بُرند. این دست و پا قطع کردن در شأن این اَللّهی که اسماء و صفات نوری دارد نخواهد بود.

بنابراین شما را دعوت می‌کنم به تحقیق بیشتر در زمینهٔ اینکه خدای زمین چکاره است و قوانینش، احکامش و مناسکش چه می‌کند و آیا خشونت در دین محرز شده؟ اگر شده پس آن شعار اولیهٔ رسول خاتم چیست؟ «قُولُوا لَا اِلَهَ اِلَّا الله تُفْلِحُوا» تو فقط یک کلمه بگو «لَا اِلَهَ اِلَّا الله»، همین، تا گردنت را نزنیم و دست و پایت را قطع نکنیم. بعد این «تُفْلِحُوا» همین است؟

آیا مسلمین زیر سایهٔ اسلام به رستگاری دنیا رسیده‌اند تا به آخرت برسیم؟ رستگاری دنیا چیست؟ خوشبختی است، عاقبت بخیری است، داشتن فضای باز مالی و سلامتی و امنیت است، آیا توانست تأمین کند؟ بعد برای ابراز عقیده، یک چنین قوانینی وضع کرده، برای چه وضع کرده؟ می‌دانی چرا؟ برای اینکه هیچ کس پایش را از مرز دین بیرون نگذارد، یعنی نفراتش کم نشود و ریزش پیدا نکنند. حکم تکفیر می‌دهند؛ اعدام، به خاطر اینکه کسی جرأت نکند از دین آبا و اجدادی‌اش خارج شود، در نتیجه چه می‌شود؟ حرف زور، زورگویی را به دنبال می‌آورد.

همه چیز در این عالم مُسری است، زورگویی از اهمّ آن است. وقتی که به زور، مردم را در دین جمع‌آوری می‌کنید، عکس‌العمل واقعی و شدید و علنی او همین است که «اِرتَدَّ النَّاس بَعدَ النَّبِی»! «اِرتَدَّ» یعنی چه؟ یعنی هر کس رفت دنبال ابراز عقیده خودش، یعنی زور که رسول الله بود زیر خاک رفت، الان همه آزاد هستند، برای همین دسته جمعی از دین پیغمبر خارج می‌شوند.

خوشبختانه این است که این سند «اِرتَدَّ النَّاس»، هم از اهل سنّت است و هم از شیعه است، بعد نهایت امر چه می‌شود؟ یادت هست در یکی از اسناد گفتم که پیغمبر فرمود «روزی می‌رسد که آخرین، اولین را لعن می‌کند» ؟ این درونش خیلی حرف دارد! «آخرین» یعنی مردم عصر فعلی. «اولین» چه کسانی هستند؟ رسول الله، خدا، قرآن.

این «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً» سر همین است، به زور نمی‌شود حاکمیت دین استیلا پیدا کند، یک روز، یک سال، ده سال، صد سال، چند صد سال، بالاخره این بادکنک می‌ترکد، مردم عاقل هستند، فهیم هستند و می‌دانند که دین زورکی برایشان آیات بیّنات ندارد. در درس قبل گفت آیات بیّنه! آیهٔ بیّن یعنی چه؟ یعنی اسماءالحسنی، یعنی همین وعده‌هایی که خدا داده، نشده، نمی‌شود نخواهد شد چون این الهامات بر اساس حقیقت، در وجود انبیاء شکل نگرفته است.

مدت زمان: 11:58
منبع: کتاب کافی (کلینی) جلد ۵ صفحه ۳۲، از امام صادق

وعده داده که از ترس و نگرانیِ شما بکاهد در حالی که دین را از مسیر وحشت آورده است.

📘سوره مائده آیه ۱۵ است.

«يَا اَهْلَ الْكِتَابِ» ای مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان، «قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا» ما یک پیامبر جدید فرستادیم، «يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ» آمد تا بیان کند برای شما «يُبَيِّنُ لَكُمْ»، نمی‌گوید «یُقَاتِلَکُم» نیامده بکشد شما را، یعنی خلاف عملی که انجام شد.

«بیان کند برای شما آنچه را که مخفی داشتید از کتاب»؛
➖اینجا «تُخْفُونَ» را «مخفی» گرفته، در حالی که از «خوف» هم می‌آید، به معنای ترس. اهل کتاب، دانشمندانشان چه چیزی را پنهان می‌دارند؟ آیا بعثت پیامبر بعدی را پنهان می‌کنند؟
«تُخْفُونَ» اینجا به معنای مخفی کردن است، یعنی واقعیت‌ها را پنهان کردند.

➖اگر از «خوف» بگیریم چیست؟ یعنی بیان می‌کند برای شما بیشترین چیزی که باعث ترس شماست. ترسیدن اهل کتاب به خاطر بالا رفتن شمشیر اسلام است.

اهل کتاب دست به شمشیر نبرده بودند، داشتند زندگی‌شان را می‌کردند، عبادتشان را می‌کردند، به راه پیامبرشان می‌رفتند که یک مرتبه شخصی آمد و گفت من پایان انبیاء هستم، آنها را به قتال دعوت کرد که یا کشته می‌شوید و یا اسلام می‌آورید و یا جزیه می‌دهید، شما اسیر ما هستید.

«يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَ يَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ» عفو می‌کند از شما خیلی چیزها را. اگر قرار بود ببخشد دینشان را به آنها می‌بخشید نه آنکه سنگ اختلاف را بنیان نهند و آنها به ظاهر اسلام بیاورند و به باطن منتظر فرصت باشند تا از پیامبر خاتم انتقام بگیرند.

«قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ» خاتم الاديان «نور» است. اینجا باید می‌گفت «نُورٌ و سَیفٌ» چون که پیامبر با شمشیر حرکت کرد، اگر نور خالی بود هیچ کسی در جبههٔ اسلام منافق درنمی‌آمد که دورو باشد، یک رو تسلیم به خاطر ترس و یک رو وابستگی و التزام به دین آبا و اجدادی که بعداً یک چنین فیلمی به نمایش دربیاید، هم رسول خاتم را بکشند، هم وصایتش را نقض کنند، هم جلوی وصیت نویسی‌اش را بگیرند و هم «اِرتَدَّ النَّاس بَعدَ النَّبِی» همه پشت کنند بر پیامبر! آیا اگر نور بود مردم واپسگرا می‌شدند؟ آیا کسی از روشنایی بدش می‌آید؟ پس نور نبود، زور بود!

«وَ كِتَابٌ مُبِينٌ» کتاب مبین یعنی قرآن. قرآن مبین است؟ مبین یعنی آشکار، یعنی بیان کننده. اگر کتاب، مبین است مفسر نیاز ندارد، شارح نمی‌خواهد، تفسیر لازم ندارد خودش گویاست، هفت کاتب برای چیست؟ ذووجوه است برای چه؟ «ظَنِّيُّ الدِّلَالة» است برای چه؟ هفتاد نوع این دین تفسیر دارد برای چه؟ برای اینکه مبین نیست، بیان نکرده چیزی را!

در مسئلهٔ گاو بنی اسرائیل چندین آیه در سورهٔ بقره هست و نام‌گذاری بزرگترین سورهٔ قرآن به خاطر همین دعوای بنی اسرائیل بر سر گاو بوده، چطور مسئلهٔ گاو را برای بنی اسرائیل، قشنگ روشن می‌کند که چه رنگی باشد، چطوری باشد، چند ساله باشد، اما مهمّات زندگی را روشن نمی‌کند که بعداً اختلاف ایجاد نشود.

مسئلهٔ غدیر را کاملاً واضح نگفت، نام وصیّ بلافصل را چرا نگفت؟ بعد چند جا که نام علی آمده‌ «وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ (۴ شوری – ۲۵۵بقره)»، می‌گویند که این علی نه آن علی ابن ابیطالب است بلکه علی به معنای گستردگی عظمت است، بعد آنجا «وَ لَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ اِلَّا خَسَاراً (۸۲ اسرا)» را که آورده می‌گویند اسم یزید در قرآن آمده، آنجا یزید هست، اینجا علی مردود است!

هرچه می‌کشیم از دست ابهامات و ایرادات و اشکالات و عدم تطابق این کتاب است، اگر مسلمانان هفتاد و دو فرقه شدند که رسول خدا پیش‌بینی کرد و به علی مرتضی گفت، به خاطر همین است که کتاب مبین نیست، لهذا هفتاد و دو فرقه شده، خیلی است! دقیقاً مثل هفتاد نوع پاسخ دادن امام صادق و امام باقر است.

مدت زمان: 10:31

چه کسی می‌تواند این فرش پاره پاره‌ای که زیر پای مسلمین افتاده است را رفو کند؟

«وَ جَعَلْنَاهُمْ اَئِمَّةً يَدْعُونَ اِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنْصَرُونَ» این آیه معارض با این آیه است، کدام آیه؟ ۱۲ توبه؛ «فَقَاتِلُوا اَئِمَّةَ الْكُفْرِ» بکُشید امامان کفر را، جنگ کنید با پیشوایان بی‌خدایی را! خب آن آیه چه می‌گوید؟ چقدر زیباست! عدم تطابق اگر عینکت باشد فریاد قرآن را شنیدی که گفت «أَ فَلا تَعقِلونَ (۸۰ مومنون)»، در این آیه می‌گوید «وَ جَعَلْنَاهُمْ اَئِمَّةً» ما قرار دادیم امامان بد را. چقدر زیباست!
«وَ جَعَلْنَاهُمْ اَئِمَّةً يَدْعُونَ اِلَى النَّارِ» ما بلندگو ایجاد کردیم که مردم را جهنمی کنند، بعد اینجا می‌گوید «فَقَاتِلُوا اَئِمَّةَ الْكُفْرِ» بکُشید پیشوایان کفر را. عجیب است! الله مردم را به بازی گرفته، خون مردم، جان مردم، آرامش مردم، راحتی مردم دستاویز فتنهٔ خدا شده است! از این طرف می‌گوید «من می‌خواهم در برابر امامان آسمانی، امامان زمینی باشد» و از این طرف هم می‌گوید که «بروید آنها را بکُشید»، مسخره کردی؟ «اللهُ يَسْتَهْزِئُ (١۵ بقره)» کل آیات را فرا گرفته، بابا در شأن تو نیست، ادیان و مذاهب آمده‌اند سنگ تو را به سینه زدند، تبلیغ تو را کردند، آن وقت می‌گویند که مردم چرا به بهشت و جهنم اعتقاد ندارند، خب همین است دیگر آخر!

ما از قرآن درمی‌آوریم نه از انجیل بر علیه قرآن، نه از تورات بر علیه قرآن، نه، از قرآن بر علیه قرآن! این را دیگر نمی‌شود کاری کرد، چه کسی می‌خواهد این را ماستمالی کند؟ چه کسی می‌تواند این فرش پاره پاره‌ای که زیر پای مسلمین افتاده است را رفو کند؟ و چه باید کرد که اکثریت مسلمین «اَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ (۶۳ عنکبوت، ۴ حجرات)» بی‌ عقل هستند. همانطور که رسول خاتم فرمود اکثر اهل جنت بی‌ عقل‌ها هستند، ساکنین بهشت اکثرشان «اِنَّ اَکْثَرُ اَهْلَ الْجَنَّةَ اَلْبُلَهَاء» ابلهان هستند.

ابله است دیگر! بابا به این واضحی قرآن بحث می‌کند، من نمی‌گویم، این کتاب آسمانی مسلمین است که تو را ای پیرو، ای متشرع مسخره کرده، سر کارت گذاشته و نمی‌فهمی. چرا نمی‌فهمی؟ چون خدا نمی‌خواهد!
چقدر زیباست که همهٔ مستندات، قرآنی باشد. «یَهْدِی و یُضِلّ»، خدا می‌خواهد تو نفهمی، بعد داستان عیسی مسیح می‌شود که گفت من مرده را زنده کردم، ولی بی‌ عقل را نتوانستم هدایت کنم، ابله را نتوانستم راه بیندازم و این معجزهٔ خاتم النّبیین است که این می‌توانست، رسول الله توانست بی‌ عقل‌ها را حرکت بدهد، این هم نمونه‌اش، آن هم آیات، آن هم احادیث، آن هم اهالی بهشت.

مدت زمان: 6:18