برچسب: قرآن

با این همه معارضات در دین، چگونه می توان رستگار شد؟

آدم عاقل با موعظه ادب می‌شود. عاقل از دیدگاه دین «اَلَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ (۳ بقره)» است، کسی است که تو می‌گویی الان روز نیست شب است، می‌گوید بله شب است. چرا؟ چون وحی گفته! سیب می‌خوری، این سیب نیست، این گلابی است. چرا؟ چون وحی گفته!

«اِنَّ اَلْعَاقِلَ يَتَّعِظُ بِالْاَدَبِ وَ اَلْبَهَائِمَ لَا يَتَّعِظُ اِلَّا بِالضَّرْبِ» در این تهدید هم هست، می‌گوید حیوان موعظه سرش نمی‌شود فقط بزنش، می‌خواهد بگوید اگر عاقلی و عقلت در خدمت وحی است، پس تو حرف گوش کن هستی، کتک به تو نمی‌زنیم، اگر حیوان هستی کتکت می‌زنیم. کتک چیست؟ حدود، قطع ید، حدّ زنا، لواط، زنای محصنه.

«ضرب» به همه چیز می‌خورد؛ به شلاق می‌خورد، به سنگسار می‌خورد، به اعدام هم می‌خورد. حالا بفرمایید که این خیل گرفتاری که در معرفت دین مجازات می‌شوند، اینها انسان هستند یا حیوان هستند؟ یعنی کسی که زنا می‌کند حیوان است؟ شهوت را چه کسی داده است؟ آیا آقا خدا نداده است؟ «فَاَلْهَمَها فُجُورَها (۸ شمس)» چیست؟

آدم دلش می‌خواهد کلهٔ خودش را خُرد کند! بابا این همه معارضات در دین، بعد چگونه می‌تواند این دین «قُولُوا لَا اِلَهَ اِلَّا الله تُفْلِحُوا» باشد؟ باعث پیروزی و فتح و ظفر انسان باشد؟ قواعد دینی کارهایی با این بشر می‌کند که نهی شده با حیوان نکنید.

رسول خاتم می‌گوید حیوان را مثله نکن. بعد قرآن چه می‌گوید؟ می‌گوید «دست راست را قطع کن، پای چپ را قطع کن». اُف بر ما که یک عمری کنار این چشمهٔ گِل‌آلود نشستیم و آب خوردیم، از این طرف می‌گوید حیوان را مثله نکن، بعد انسان را مثله می‌کند! آیا «دست قطع کردن» مثله نیست؟ نه؟ «گردن زدن» مثله نیست؟

مدت زمان: 4:42
منبع:کتاب غررالحکم صفحه ۲۳۶، از امیرالمؤمنین

عقلانیّت در قرآن نیست!

حالا باز هم این کتاب را در خانه‌ات بر سرت می‌گذاری و‌ آن را می‌بوسی؟ بله؟ باز هم احکامش را، حدودش را، فرامین به قتلش را بر اساس وجدان و عقل می‌دانی؟

ای جابر هیچ چیزی مثل آن از عقل مردم دور نیست. قرآن را می‌گوید‌ ها! ای امام صادق عزیز چرا عقلانی نیست؟ «زیرا اول آیه درباره یک چیز است، وسط آن درباره چیز دیگر است و آخر آن درباره چیز سومی است». این را هر کس می‌گفت، واجب القتل بود ولی امام صادق گفت و زیر خاک قایمش کرد برای کاشف تا مردم مسلمان خفته در جهالت را از خواب بیدار کند.

می‌گوید «قرآن را عقلانی ندان چون اول و آخر و وسط آیه به هم نمی‌خورد» یعنی شلم شوربا شده، یعنی این قرآن را در اتاق تشریح در شام شهادت رسول الله آنقدر دستکاری کرده‌اند، اینقدر آن را بالا و پایین کردند، این طرف و آن طرفش کردند که عقل درکش نمی‌کند، «أَ فَلَا تَعْقِلُون (۸۰ مومنون)» در قرآن داد می‌زند که این کتاب بر اساس عقل تنظیم نشده چون ورودی‌های بسیار دارد، از هر جا به فکر رسول خاتم رسوخ کرده نفوذ کرده، تبدیل به آیه شده، برای همین از نظر اعراب از نظر کلام و از نظر معانی اشتباهات زیادی در این کتاب هست، غلط‌های زیادی در این کتاب هست.

مدت زمان: 7:50
منبع:کتاب تفسیر عیاشی جلد ۱ صفحه ۱۲، از امام صادق

مردم اگر واقعیت را بفهمند از این دین فرار می‌کنند!

در کتب معتبره شیعه آمده است که امام صادق به فرزند زراره(صحابی معروف امام)میگوید:

تمامیت دین تحریف شده و یا از آن کم کردند یا زیاد…
«فَمَا مِنْ شَيْ‌ءٍ عَلَيْهِ النَّاسُ الْيَوْمَ إِلَّا وَ هُوَ مُنْحَرِفٌ چیزی که امروز در اختیار مردم قرار دارد چیزی جز تحریفات گسترده نیست که بر خلاف اساس وحی می باشد!»

حکام اسلامی با همین تحریفات و دگرگون سازی های احکام و شرایع ، بنا بر سلیقه و میل خود پیش رفتند و مردم متدین بی خبر و جاهل را همراه خود نمودند.
در صورتی که به قول امام صادق ، نه دینی به دست اینها رسیده و نه احکامی که مطابق فرامین الهی باشد…

این شما و این کلام جعفر صادق در کتب معروف شیعه

مدت زمان: 10:47
منبع: کتاب بحارالانوار جلد ۲ صفحه ۲۴۶، کتاب رجال کشی جلد ۱ صفحه ۱۳۸ از امام صادق

ای جهانیان ببینید روز روشن، «الله» دروغ گفته است!

یک سری مباحث قرآنی هست که عدم تطابق را نشان می‌دهد، چند تا آیه است باهم می‌خوانم……..

اینجا چند تا «لَعَلَّ» برای شما آوردم که بدانید پایهٔ دین چقدر سست است.

می‌گوید توبه کنید ای مؤمنین شاید خدا شما را رستگار کرد 👈«لَعَلَّكُمْ»، هر چوبی هم که مسلمین خوردند از این لَعَلَّ ‌های خداست!

«لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»، این «لَعَلَّ» را خوب است گذاشته‌ها، از جناب عثمان ابن عفان کاتب معظم قرآن کریم، خلیفهٔ سوم رسول‌الله تشکر می‌کنیم که یک جایی را باز گذاشت که محقق بتواند یک‌ نفس راحت بکشد……

مدت زمان: 12:14

وعده داده که از ترس و نگرانیِ شما بکاهد در حالی که دین را از مسیر وحشت آورده است.

📘سوره مائده آیه ۱۵ است.

«يَا اَهْلَ الْكِتَابِ» ای مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان، «قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا» ما یک پیامبر جدید فرستادیم، «يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ» آمد تا بیان کند برای شما «يُبَيِّنُ لَكُمْ»، نمی‌گوید «یُقَاتِلَکُم» نیامده بکشد شما را، یعنی خلاف عملی که انجام شد.

«بیان کند برای شما آنچه را که مخفی داشتید از کتاب»؛
➖اینجا «تُخْفُونَ» را «مخفی» گرفته، در حالی که از «خوف» هم می‌آید، به معنای ترس. اهل کتاب، دانشمندانشان چه چیزی را پنهان می‌دارند؟ آیا بعثت پیامبر بعدی را پنهان می‌کنند؟
«تُخْفُونَ» اینجا به معنای مخفی کردن است، یعنی واقعیت‌ها را پنهان کردند.

➖اگر از «خوف» بگیریم چیست؟ یعنی بیان می‌کند برای شما بیشترین چیزی که باعث ترس شماست. ترسیدن اهل کتاب به خاطر بالا رفتن شمشیر اسلام است.

اهل کتاب دست به شمشیر نبرده بودند، داشتند زندگی‌شان را می‌کردند، عبادتشان را می‌کردند، به راه پیامبرشان می‌رفتند که یک مرتبه شخصی آمد و گفت من پایان انبیاء هستم، آنها را به قتال دعوت کرد که یا کشته می‌شوید و یا اسلام می‌آورید و یا جزیه می‌دهید، شما اسیر ما هستید.

«يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَ يَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ» عفو می‌کند از شما خیلی چیزها را. اگر قرار بود ببخشد دینشان را به آنها می‌بخشید نه آنکه سنگ اختلاف را بنیان نهند و آنها به ظاهر اسلام بیاورند و به باطن منتظر فرصت باشند تا از پیامبر خاتم انتقام بگیرند.

«قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ» خاتم الاديان «نور» است. اینجا باید می‌گفت «نُورٌ و سَیفٌ» چون که پیامبر با شمشیر حرکت کرد، اگر نور خالی بود هیچ کسی در جبههٔ اسلام منافق درنمی‌آمد که دورو باشد، یک رو تسلیم به خاطر ترس و یک رو وابستگی و التزام به دین آبا و اجدادی که بعداً یک چنین فیلمی به نمایش دربیاید، هم رسول خاتم را بکشند، هم وصایتش را نقض کنند، هم جلوی وصیت نویسی‌اش را بگیرند و هم «اِرتَدَّ النَّاس بَعدَ النَّبِی» همه پشت کنند بر پیامبر! آیا اگر نور بود مردم واپسگرا می‌شدند؟ آیا کسی از روشنایی بدش می‌آید؟ پس نور نبود، زور بود!

«وَ كِتَابٌ مُبِينٌ» کتاب مبین یعنی قرآن. قرآن مبین است؟ مبین یعنی آشکار، یعنی بیان کننده. اگر کتاب، مبین است مفسر نیاز ندارد، شارح نمی‌خواهد، تفسیر لازم ندارد خودش گویاست، هفت کاتب برای چیست؟ ذووجوه است برای چه؟ «ظَنِّيُّ الدِّلَالة» است برای چه؟ هفتاد نوع این دین تفسیر دارد برای چه؟ برای اینکه مبین نیست، بیان نکرده چیزی را!

در مسئلهٔ گاو بنی اسرائیل چندین آیه در سورهٔ بقره هست و نام‌گذاری بزرگترین سورهٔ قرآن به خاطر همین دعوای بنی اسرائیل بر سر گاو بوده، چطور مسئلهٔ گاو را برای بنی اسرائیل، قشنگ روشن می‌کند که چه رنگی باشد، چطوری باشد، چند ساله باشد، اما مهمّات زندگی را روشن نمی‌کند که بعداً اختلاف ایجاد نشود.

مسئلهٔ غدیر را کاملاً واضح نگفت، نام وصیّ بلافصل را چرا نگفت؟ بعد چند جا که نام علی آمده‌ «وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ (۴ شوری – ۲۵۵بقره)»، می‌گویند که این علی نه آن علی ابن ابیطالب است بلکه علی به معنای گستردگی عظمت است، بعد آنجا «وَ لَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ اِلَّا خَسَاراً (۸۲ اسرا)» را که آورده می‌گویند اسم یزید در قرآن آمده، آنجا یزید هست، اینجا علی مردود است!

هرچه می‌کشیم از دست ابهامات و ایرادات و اشکالات و عدم تطابق این کتاب است، اگر مسلمانان هفتاد و دو فرقه شدند که رسول خدا پیش‌بینی کرد و به علی مرتضی گفت، به خاطر همین است که کتاب مبین نیست، لهذا هفتاد و دو فرقه شده، خیلی است! دقیقاً مثل هفتاد نوع پاسخ دادن امام صادق و امام باقر است.

مدت زمان: 10:31

چه کسی می‌تواند این فرش پاره پاره‌ای که زیر پای مسلمین افتاده است را رفو کند؟

«وَ جَعَلْنَاهُمْ اَئِمَّةً يَدْعُونَ اِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنْصَرُونَ» این آیه معارض با این آیه است، کدام آیه؟ ۱۲ توبه؛ «فَقَاتِلُوا اَئِمَّةَ الْكُفْرِ» بکُشید امامان کفر را، جنگ کنید با پیشوایان بی‌خدایی را! خب آن آیه چه می‌گوید؟ چقدر زیباست! عدم تطابق اگر عینکت باشد فریاد قرآن را شنیدی که گفت «أَ فَلا تَعقِلونَ (۸۰ مومنون)»، در این آیه می‌گوید «وَ جَعَلْنَاهُمْ اَئِمَّةً» ما قرار دادیم امامان بد را. چقدر زیباست!
«وَ جَعَلْنَاهُمْ اَئِمَّةً يَدْعُونَ اِلَى النَّارِ» ما بلندگو ایجاد کردیم که مردم را جهنمی کنند، بعد اینجا می‌گوید «فَقَاتِلُوا اَئِمَّةَ الْكُفْرِ» بکُشید پیشوایان کفر را. عجیب است! الله مردم را به بازی گرفته، خون مردم، جان مردم، آرامش مردم، راحتی مردم دستاویز فتنهٔ خدا شده است! از این طرف می‌گوید «من می‌خواهم در برابر امامان آسمانی، امامان زمینی باشد» و از این طرف هم می‌گوید که «بروید آنها را بکُشید»، مسخره کردی؟ «اللهُ يَسْتَهْزِئُ (١۵ بقره)» کل آیات را فرا گرفته، بابا در شأن تو نیست، ادیان و مذاهب آمده‌اند سنگ تو را به سینه زدند، تبلیغ تو را کردند، آن وقت می‌گویند که مردم چرا به بهشت و جهنم اعتقاد ندارند، خب همین است دیگر آخر!

ما از قرآن درمی‌آوریم نه از انجیل بر علیه قرآن، نه از تورات بر علیه قرآن، نه، از قرآن بر علیه قرآن! این را دیگر نمی‌شود کاری کرد، چه کسی می‌خواهد این را ماستمالی کند؟ چه کسی می‌تواند این فرش پاره پاره‌ای که زیر پای مسلمین افتاده است را رفو کند؟ و چه باید کرد که اکثریت مسلمین «اَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ (۶۳ عنکبوت، ۴ حجرات)» بی‌ عقل هستند. همانطور که رسول خاتم فرمود اکثر اهل جنت بی‌ عقل‌ها هستند، ساکنین بهشت اکثرشان «اِنَّ اَکْثَرُ اَهْلَ الْجَنَّةَ اَلْبُلَهَاء» ابلهان هستند.

ابله است دیگر! بابا به این واضحی قرآن بحث می‌کند، من نمی‌گویم، این کتاب آسمانی مسلمین است که تو را ای پیرو، ای متشرع مسخره کرده، سر کارت گذاشته و نمی‌فهمی. چرا نمی‌فهمی؟ چون خدا نمی‌خواهد!
چقدر زیباست که همهٔ مستندات، قرآنی باشد. «یَهْدِی و یُضِلّ»، خدا می‌خواهد تو نفهمی، بعد داستان عیسی مسیح می‌شود که گفت من مرده را زنده کردم، ولی بی‌ عقل را نتوانستم هدایت کنم، ابله را نتوانستم راه بیندازم و این معجزهٔ خاتم النّبیین است که این می‌توانست، رسول الله توانست بی‌ عقل‌ها را حرکت بدهد، این هم نمونه‌اش، آن هم آیات، آن هم احادیث، آن هم اهالی بهشت.

مدت زمان: 6:18

خدا رفته است سیزده‌بدر

آیا ملتی که در تب نداری می‌سوزد می‌تواند نماز بخواند؟
چگونه کسی که در اعماق عذاب است می‌تواند شکرگزار باشد؟

سوره نساء آیه ۱۴۷ است.
«ما يَفْعَلُ اللهُ بِعَذابِكُمْ اِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ كانَ اللهُ شاكِراً عَلِيماً» خدا هرگز شما را عذاب نمی‌کند اگر شاکر و سپاسگزار باشید.
آیا مردمی که دچار عذاب و شدائد هستند می‌توانند شاکر خدا باشند؟ آیا ملتی که در تب نداری می‌سوزد می‌تواند نماز بخواند؟ بعد می‌گوید «ما يَفْعَلُ اللهُ بِعَذابِكُمْ» عذاب نخواهید شد «اِنْ شَكَرْتُمْ»!

پس عذاب می‌شویم چون شُکری باقی نمی‌ماند، جایگاهی برای سپاسگزاری وجود ندارد. کسی که دائماً شلاق می‌خورد، نیزه به پهلویش فرو می‌رود و آه و ناله‌اش بلند است چگونه بگوید خدایا دستت درد نکند، ممنونم، متشکرم؟! اگر بگوید، فحش به خدا داده و خدا را مسخره کرده است.

«ما يَفْعَلُ اللهُ بِعَذابِكُمْ اِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ» چگونه مردم ایمان بیاورند به سیاهی‌هایی که روی سفیدی‌ها نوشته شده و نامش را «قرآن» گذاشته‌اند که خود رسول الله تعجب می‌کند و به اصحابش می‌گوید در آخرالزمان، اشخاصی که به دنبال من هستند مقامشان از شما بالاتر است و آنها اعتراض می‌کنند که ما در رکاب تو بوده‌ایم چگونه ممکن است مسلمانان آخرالزمان از ما بالاتر باشند؟ پیغمبر می‌گوید چون آنها معجزه ندیدند، مرا ندیدند! دقت کنید؛ پیغمبر می‌گوید تنها سیاهی بر سفیدی کاغذ دیده‌اند!

مگر نمی‌گویند قرآن معجزهٔ بزرگ پیامبر است؟ چرا پیامبر در این کلامش نمی‌گوید آنها ایمان به معجزهٔ قرآن می‌آورند؟ می‌گوید اعتقاد پیدا می‌کنند به سیاهی، یعنی مدادی، خودکاری که روی سفیدی کاغذ نوشته شده به نام «آیه» و «سوره».
«وَ آمَنْتُمْ»، ایمان بیاورند؟ انبیاء در ایمان به خدا ماندند، احتجاج کردند و گفتند به ما بنمایان؛ «أَرِني»!

«وَ كانَ اللهُ شاكِراً عَلِيماً» خدا شاکر است و علیم است.
آیا خدا تشکر می‌کند؟ آیا خدا از بندهٔ خود سپاس‌گزاری می‌کند؟ آیا این خلاف صمدیت نیست؟ خدای شاکر یعنی «در محدوده و بند شکر قرار گرفته» که این خلاف صمدیت است. خدا چگونه می‌خواهد شاکر باشد؟ خدای غیبت که معذّب است، شکنجه‌‌گر است، آیا در سپاس او «شکنجه» جایی دارد؟

«وَ كانَ اللهُ شاكِراً عَلِيماً» خدا عالم است، خیلی می‌داند. آیا خدایی که ادیان معرفی کرده‌اند عالم است؟ پس چرا خلق خود را رها کرده است؟ خدا قرار بود که طبیب طبیبان باشد؛ «یَا طَبِیبَ مَنْ لا طَبِیبَ لَهُ»، پس چگونه درد خلق خود را تشخیص نمی‌دهد؟ چگونه نام «شافی» را بر خود گذاشته است؟ آیا خدا شافی است؟ شفا می‌دهد؟ «الَّذی اُنْزِلَ الدَّاءَ اُنْزِلَ الشَّفَاءَ»؟ درد داده آیا شفا داده؟ پس این خیل سرطانی‌ها در بیمارستان‌ها چه می‌کنند؟ و آنهایی که پول درمان ندارند جلوی اهل خانه می‌سوزند و ناله می‌کنند تا بمیرند!

چقدر ما عریضه داریم از بیمارانی که استدعا می‌کنند که از خدا بخواهید ما را بکشد، ما که پول نداریم نسخه بپیچیم و دکتر برویم. تازه آن کسی که دارد به مطبی می‌رود که طبیبش شناختی از درد ندارد و فقط چند فرمول پزشکی را خوانده، چند تئوری را دیده، چند کلاس را سپری کرده اما در برابر یک سرماخوردگی مزمن می‌ماند و می‌گوید این جزء بیماری‌های نادر و کمیاب است. همه چیز در علم پزشکی دارد به مرحلهٔ کمیاب و نایاب می‌رسد! آقای طبیب نشسته‌ای که پول جمع کنی و آن کسی که پول ندارد به ناله‌اش توجه نکنی؟ می‌گویی مشکل خودت هست که نداری برو در خانه بمیر؟ بعد می‌خواهی که آمار خودکشی‌ها بالا نرود؟

چقدر به من عریضه می‌دهند و می‌گویند به خانواده می‌گوییم به ما سم بدهد تا ما راحت بشویم درد نکشیم، قبول نمی‌کند، شما به آنها یک چیزی بگو. اینها دلیل بر تشکر خداست! خدا از چه کسی می‌خواهد تشکر کند؟ از قیامت می‌خواهد تشکر کند؟ قیامتی که وجود ندارد؟! امروز ملت درگیر مشکلات عدیده هستند و خدا این مردم را فراموش کرده، خدا به سیزده‌بدر رفته، خدا قایم شده، حالا می‌خواهید که خدا شاکر علیم باشد؟!

مدت زمان: 9:10

خدایش نخوانند اهل خرد

از مجموعه تحریم سخن

تو مگو الله، هادی بر بشر
بلکه آمد مکر و بنگر هم شرر

خدایش نخوانند اهل خرد
که چون می‌زند خلق خود با عدد

➖ اصل این شعر چه بوده که من اقتباس کردم؟
بزرگش نخوانند اهل خرد
هر آنکس که نام بزرگان به زشتی برد
حالا بزرگ بزرگان خداست، ما نام او را به زشتی می‌بریم یا خودش در قرآن اختصاص داده؛ «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللهَ قَتَلَهُمْ» (۱۷ انفال) می‌گوید من قاتل هستم. آیا ما گفتیم؟
معذب که از اسماء خداست یعنی شکنجه‌گر، آیا ما گفتیم؟ خب خودش نسبت داده است.
➖عدد روز شمار تقویم عمر است هر روز که یک صفحه ورق می‌خورد یک گرفتاری جدید می‌دهد.

ای متشرّع به خدایت بگو
داغ نکن این بشرت، حق بگو

➖در محاجه با متدین و متشرع حرف ناحساب می‌زنی؟
➖چنان پیشانی مردم را به وسیله فقر، غم، غصه، بیماری و ناامنی داغ می‌کند که هیچ صاحب حیوانی حیوانش را اینطوری داغ نمی‌کند. قدیم مرسوم بود برای اینکه گله‌ها متمایز باشند و دام‌ها قاطی نشوند با یک علامتی بدنشان را داغ می‌کردند، آهن را در آتش می‌گذاشتند و به بدن حیوان می‌گذاشتند.

یکی نیست، دست منو بلند کنه
از توی خرابه‌های تن من، برر کنه

➖برر یعنی خوبی.

از دیار من فقط یک غصّه مانده
در وجودم ناله‌های‌ دلخراشی تازه مانده

رنج یک ملّت بدیدی، آن چنان بی‌ غیرتی


📎 از مجموعه تحریم سخن

حکومت می‌کند این ربّ جبّار
بر این انسانِ بی جان گشتهٔ زار

شعرِ غمگین آمده در ذهن من
تا کند افشای این اخبار من

ای خدای هر ستمدیده، چرا بی پاسخی

➖ خدا را محاکمه کنید! ما آن اعتقادات توحیدی را داریم‌ محاکمه می‌کنیم . ما به آن حمله می‌کنیم وگرنه ما خدا را که ندیدیم، یک چیزی ترسیم کردند و گفتند «این خداست» ناکارآمد هم بوده، ما داریم به آن افکار و آن ایدئولوژی که ما و آباء و اجدادمان را ساخته حمله می‌کنیم.

رنج یک ملّت بدیدی، آن چنان بی‌ غیرتی

➖ بعد در حدیث داریم، یادتان هست در درس‌ها داشتیم «اِنَّ الله غَیُورٌ، خدا خیلی غیرت دارد»؟
«خدا غیرت دارد » را یک گوشه‌ای بگذار و بعد «اَلنَّاسُ عَیالُ الله» را هم یک گوشه بگذار، چه می‌شود؟ مردم بی‌ آب، بی‌ نان، بی‌ غذا، گرفتار و مریض هستند، تو چطور خدایی هستی؟ چطور غیرت داری؟ ناموس فروشی می‌کند. آن‌ وقت این زنی که خلق کردی، به غیرتت برنمی‌خورد؟

چه گویم ز این ربِّ بی حاصلش
که خلقش شده کافرِ ظلمتش

هی داد زنم ربّا، این لِه شده انسان است
از خشم و ستم مُرده، یک آدمِ بی‌ جان است

مردمی کز لطف حق، بیمار و سرگردان شدند
چون به ماتم آمدند، هر لحظه در غوغا شدند

خداوند بی‌خاصیت، رو شده پیش ما

📎 از مجموعه تحریم سخن

فقر، همچون یک چکش بر فرق مردم آمده‌

➖ از آن بالا نمی‌بینی به سر این پایینی‌ها چه آمده!

این خدای دین و مذهب را نگر، خواب آمده

➖ خوش خواب است، خوابیده!

زمستانِ سخت است، در پیش ما
خداوند بی‌خاصیت، رو شده پیش ما

➖ هنوز زمستان نیامده زمزمهٔ مشکلات گرمایشی است. آقا خدا تو که جایت گرم است، گور پدر مردم، ها؟ بعد می‌گوید خدا بخشندهٔ مهربان است!

مچل کرده این‌ خلقِ افسرده را

➖ این دعا را بخوان آن می‌شود، این نماز را بخوان این می‌شود! اگر من سی و پنج سال کارشناس دینی نبودم اینقدر دلم‌ نمی‌سوخت، بیست سال است که بقول علما «مستبصر» شدیم و چشم‌هایمان باز شده است.

حقیر و فقیر و صغیرش به نیزار را

➖ یک مشت بندگان مفلوک و فلک‌زده! تو افتخار می‌کنی که خدای اینها هستی؟ با چه پُزی هم‌ گفت: «فَتَبَارَکَ الله اَحْسَنُ الْخَالِقِینَ» باریک الله به خودم، چه خلقی کردم.

خدایی که دردم دوا می‌کند

➖ به ادعای دین!

به فقرم، فنائی به جِد می‌کند
ندانم چرا ظلم بی‌حد کند
بشر را به نکبت، روا می‌کند

ملت بیچارهٔ در خون شده
از خدایش می‌رسد هر لحظه قدرِ له شده

ای که گفتی «منم صمد»، چه شدی؟

➖ هر چه می‌خواهی از خدا بخواه، عجب بی‌ آبرو شد خدا!

«بی‌ نیازی دهم بشر»، نشدی!

ای وای که این خالق ما، لطف ندارد

➖ کشکی آورده‌اند در این کتاب قرآن که «اللهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ»! یعنی لطیف ظلم می‌کند؟

بر نسل بشر نار دهد، نور ندارد

➖ «اَللهُ نُورُ السَّمَوَاتِ وَالْاَرْضِ» آیه نور در سوره نور. این نور خدا چیست؟ کجاست؟ خب این نور باید باعث بشود که آدم مریض نشود بخاطر اینکه انسان نمی‌داند چه بخورد، ویروس کجاست، باکتری کجاست، میکروب کجاست، نور باعث می‌شود که اینها را ببیند دیگر، چشمش باز بشود، نور باعث می‌شود که جلوی پایش را ببیند تا در چاه اقتصاد نیفتد. پس چرا می‌افتد؟

من ز این الله شِکوا می‌کنم
از بَده ايّامِ خود، هر لحظه زاری می‌کنم